سایت رواننشاسی کودک و نوجوان

مشاوره روانشناسی کودک و نوجوان -بازی درمانی - قصه درمانی

سایت رواننشاسی کودک و نوجوان

مشاوره روانشناسی کودک و نوجوان -بازی درمانی - قصه درمانی

روانشناسی کودک خردسال خجالتی و درونگرا


اگر کودک شما ذاتا خجالتی و یا درونگراست که به طور طبیعی اهل معاشرت و خندیدن نیست،

به این معنا نیست که ناشاد است.

خجالتی بودن معادل غمگینی نیست، اما باید بیشتر کار کنید تا علائم هیجانی او را بخوانید.

اگر کودک شما پیش از این برون گرا و شادتر بوده و در حال حاضر تغییر بزرگی را نشان داده است بدین معنیست که مشکلی وجود دارد و باید به آن توجه کنید.

بسیاری از علائم هیجانی که کودکان استفاده می کنند برای والدین قابل شناسایی هستند مانند زمانی که کودک ترسیده و یا ناراحت است.

اما اکثرا تشخیص نمی دهند که کودک اضطراب را به صورت خشم و پرخاشگری ابراز می کند.

عصبانیت آنها در واقع همان ابراز تنش شدید است. مثلا کودک برادر خود را می زند و می گوید:

“ازت متنفرم”، یعنی انقدر مضطرب است که نمی تواند خشم و ناراحتی خود را واضح ابراز کند.


با کودک تفریح کنید.

اگر کودک به زمانی که بیشتر از همه شاد بوده فکر کند مسلما همان زمانیست که با شما گذرانده است، و همین کلید داشتن یک کودک شاد است.

بازی کردن شادی آفرین است، اما بازی همچنین نحوه رشد مهارت های فرزند شما برای شادی آینده است.

بازی بدون ساختار به کودک اجازه می دهد که آنچه را دوست دارد کشف کند، مانند:

  • ساخت شهر با خونه سازی،
  • آموزش شمارش با حیوانات اسباب بازی و غیره.


گاهی همچنان کودک نیاز به بازی ساختارمند دارد، حتی زمانی که بازی بدون ساختار را انجام می دهد:

در حالیکه برخی کودکان برون گرا هستند، برخی دوست دارند بازی های قاعده مند را انجام دهند.

 

کمک به کودک برای تسلط بر مهارت های جدید

از دیدگاه متخصصان، افراد شاد انهایی هستند که بر یک مهارت تسلط پیدا کرده اند.

برای مثال، زمانی که کودک شما تمرین می کند تا یک توپ را بدست بیاورد، از اشتباهاتش می آموزد، پشتکار و نظم را ارتقا می دهد، و در نهایت لذت پیروزی ناشی از تلاش را تجربه می کند.

او همچنین به دلیل قدرشناسی و تشویق از سوی دیگران تقویت می شود.

از همه مهم تر، او در می یابد که کمی روی زندگی خود کنترل دارد:

  1. اگر سعی کند کاری را انجام دهد،
  2. از پیدا کردن آن احساس رضایت می کند،
  3. با پشتکار می تواند آن را انجام دهد.

احساس کنترل از طریق تسلط، یک فاکتور مهم در تعیین شادی بزرگسالی است.

پرورش عادات سالم کودک

از نظر روانشناسی کودک خردسال:

میزان مناسب خواب، ورزش و رژیم سالم برای بهزیستی برای خردسال بسیار مهم است.

برای ورزش کردن حتما لازم نیست کودک عضو تیم خاصی باشد، همین که در جایی بدود یا بالا و پایین بپرد برای خلق کودک کافیست.

مکن است متوجه ارتباط بین خلق کودک با غذایی خاص شوید.

برخی والدین در می یابند در حالیکه قند ممکن است انرژی کودک را بالا ببرد کمبود آن نیز ممکن است منجر به افت ناگهانی انرژی شود.

آلرژی و حساسیت غذایی نیز نقش مهمی خلق و رفتار کودک دارند.

بگذارید کودک خودش کشف کند!

والدین تصور می کنند پرورش یک کودک شاد بدین معنیست که کودک را مدام در معرض فعالیت های مفرح قرار دهند و هرگز با فراز و نشیب زندگی روبرو نشود.

اما متخصصان معتقدند که این اشتباهیست که اغلب والدین عاشق و علاقه مند به کودک مرتکب آن می شوند.

به عنوان والدین مدام تلاش می کنید همواره همه چیز را در بهترین حالت نگه دارید، و مدام کودک را شاد کنید. اما دست نگه دارید!

بگذارید اگر با مشکلی مواجه شد خودش دست به کاری بزند، و آن را حل کند. کودکان باید یاد بگیرند که در برابر مقداری از استرس و ناراحتی مقاوم شوند.

به آنها اجازه دهید که خودشان با مسئله درگیر شوند و آن را بشناسند، زیرا این کار به انها چگونگی مقابله را می آموزد.

باید به روش های ابراز کودک توجه کنید ممکن است هر کودکی روش مخصوص به خود را داشته باشد.



تکنیک کاهش اضطراب

 


 

این تکنیک که توسط دکتر ویل از دانش آموختگان دانشگاه هاروارد ابداع شده؛ در واقع یک تکنیک تنفسی ضد اضطراب است به این معنی که شما یاد می گیرید که در مواقعی که تنش ندارید با تمرین مکرر آن، خود را برای کاهش اضطراب و پرخاشگری در مواقعی که تنش دارید آماده کنید.

 

روش اجرا بسیار ساده است؛ می بایست بر روی یک تخت و یا مبل راحتی دراز کشیده و در ابتدا به مدت 4 ثانیه نفس را فرو دهید و سپس به مدت 7 ثانیه نگه داشته و در نهایت بمدت 8 ثانیه اجازه دهید که هوا از ریه هایتان خارج شده و این مراحل را چندین بار تکرار نمایید.

این تمرین، به مرور تنش های عضلانی و  اضطراب شما را برطرف کرده و سبب می گردد که در تنشهای بین فردی، کنترل بیشتری بر رفتار خود داشته باشید و کمتر عصبی شوید.

 

همچنین سبب محافظت از حملات قلبی در شما میگردد.



دکتر روانشناس کودک خوب در تهران

تفکر مراقبتی کودکان در قبال حیوانات

 


 

▫️یکی از مهمترین توصیه‌ها برای بهبود توانمندی‌های ارتباطی کودکان نسل آپارتمانی، حضور آنها در مدارس طبیعت و مزرعه‌های پژوهشی کودک‌محور یا داشتن حیوان و گیاه خانگی است.

▫️حضور یک موجود زنده توان ارتباطی کودک را ارتقا می‌دهد، مسئولیت‌پذیری، عاطفه‌ورزی، توجه به دیگری و حمایت از او را آموزش می‌دهد. مهیا شدن چنین امکان‌های خوبی که کودکان بتوانند از حضور حیوانات خانگی مانند ماکیان و دام و طیور بهره ببرند اتفاق فرخنده‌ای است که باید به فال نیک گرفت از سویی گزارش‌های تسهیلگران و مربیان می‌گوید عدم مهارت ارتباطی کودکان با حیوانات مدرسه‌های طبیعت، منجر به حیوان‌آزاری می‌شود و انفعال والدین در اتخاذ رویکرد مناسب هم مساله‌ای است که نمی‌توان نادیده گرفت و می‌تواند به امری ضد تربیتی بدل شود.

▫️گزارش‌هایی از فشردن تا حد مرگ جوجه‌ها و خرگوش‌ها، پرتاب چوب و سنگ برای گوسفند و اسب‌ها و کشیدن و شوت کردن بچه گربه‌ها، شکستن صدف حلزون‌ها و بیرون کشیدن ماهی‌ها از آب و مواردی که منجر به مرگ حیوانات شده‌اند.

 

حال باید یک سوال مهم را از خود بپرسیم پیش از مواجهه کودکان با حیوانات زنده چه مفاهیم و مهارت‌های مراقبتی را باید به آنها آموخت؟

 

۱- حیوانات اسباب بازی نیستند بلکه جان‌دارند.

 

کودکان تا پیش از ۳ سالگی درک شفافی از تفاوت حیوانات با عروسک‌های حیوانی خود ندارند. بنابراین لازم است مفهوم زنده‌بودن را با مصادیق مکمل برای کودک شرح دهیم؛ مثلا گرم بودن بدنش، غذا خوردن و بیدار شدنش، صدا داشتن و بچه‌دار شدنش، ادرار کردن و حرکت کردنش و

 

۲- حیوانات احساس دارند، می‌ترسند، خسته یا عصبانی می‌شوند.

 

کودکان بعد از شناخت مولفه‌های احساسی خود مانند غم و شادی، ترس و خشم و خستگی می‌توانند به درک اینکه حیوانات هم احساس دارند نزدیک شوند. با کمک قصه‌هایی با شخصیت حیوانی و نمایش خلاق با محوریت این موضوع می‌توان درک احساسات داشتن حیوانات را برای کودکان درونی کرد.

 

۳- انسان صاحب حیوانات نیست بلکه دوست آنهاست.

 

برخی از والدین اشرف بودن انسان بین مخلوقات را به معنای اینکه انسان سرور و صاحب سایر مخلوقات است درک کرده و به کودک منتقل می‌کنند. در حالی‌که اشرفیت اسنان منوط به قوه عقلانیت اوست و به معنای بی‌ارزشی طبیعت و حیوانات نیست. به کودکان توضیح بدهیم با کمک قوه عقل می‌توانیم دوست و مراقب حیوانات باشیم.

 

۴- حیوانات حریم خصوصی دارند.

 

حیوانات هم مثل انسان نیاز به خانه دارند. آشیانه‌ها و لانه‌ها و محل زندگی حیوانات را به آنها نشان داده و توضیح دهیم این حریم خصوصی آنهاست و ما نمی‌توانیم مدام در آنجا سرک بکشیم و آرامش حیوانات را از آنها بگیریم.

 

۵- حیوانات هر چیزی را نمی‌خورند.

 

شناخت اینکه هر حیوانی چه چیزی می‌خورد و ظرفیت مشخصی دارد از مهارت‌هایی است که باید به کودک آموزش داد.

 

۶- برای نوازش حیوانات باید اجازه گرفت و روش‌های نوازش آنها را آموخت.

 

برای کودکان توضیح دهیم برخی حیوانات نوازش گریزند و برخی به نزدیکی و بغل شدن توسط انسان علاقه‌مند هستند. اول باید بدانیم چه حیوانی پذیرای نوازش است و بعد باید نوع نوازش ملایم و با آرامش را به او یاد دهیم تا مثل عروسک‌ها حیوانات را نچلانند و فشار ندهند.

 

۷- هر حیوانی ابزار دفاع از خود را دارد.

 

به کودکان بگوییم حیوانات از خود دفاع می‌کنند نیش یا پنجول یا دندان تیز و نوک دارند. برای نزدیکی به آنها باید بدانیم ممکن است دوست نداشته باشند و از خود دفاع می‌کنند.

 

این نکات منجر به گفتگوی والدین و مربیان با کودکان می‌شود و ادراک  آنها نسبت به طبیعت را توسعه می‌دهد. شناخت تفاوت‌ها و شباهت‌های حیوانات و طبقه‌بندی آنها و از منظر آنها جهان را دیدن و توصیف کردن در برنامه فبک طبیعت که ذیل فلسفه برای کودکان است طراحی شده و به والدین و تسهیلگران کمک می‌کند کودکان را با شناخت طبیعت همراهی کنند نه بازی و لذت ابزارگونه.



دکتر روانشناس کودک خوب در تهران


 

دروغگویی در کودکان


 

 معمولا دروغگویی در چنین کودکانی بیشتر دیده می شود: