از
دیدگاه مشاوره کودک ، تربیت فرزند ، قلقهایی دارد که هر پدر و مادری باید
آنها را یاد بگیرند. تجربهی روانشناسان و مشاوره کودک نشان داده است که
برخی از این قلقها با تجربهی والدین در حین تربیت فرزند به دست میآید و
برخی هم از طریق یادگیری.
پدر و مادرها معمولاً وقتی در تربیت فرزندشان
با مشکل روبهرو میشوند، راههای زیادی را برای حل آن مشکل امتحان
میکنند. تجربهی مشاوره کودک نشان داده است وقتی که والدین خونسردی خود را
حفظ میکنند مشکل پیش آمده را بهتر مدیریت میکنند اما به هنگام عصبانیت ،
وضعیت نامناسبی به وجود میآید و همهچیز خرابتر میشود. چرا که بچهها
از والدین تقلید میکنند و کارهایی را که آنها انجام میدهند را یاد
میگیرند و انجام میدهند: عصبانی میشوند ، کنترل خود را از دست میدهند و
پرخاشگری میکنند.
تجربهی والدین و مشاوره تربیت کودک نشان میدهد که
کنترل خشم و ناراحتی و راهنمایی دوستانه و مهربانانهی کودک ، بسیار سخت و
چالشبرانگیز است ؛ اما برای تربیت مناسب فرزندان ، امری ضروریست. مطالعات
روانشناسی نشان میدهد والدینی که بتوانند در این شرایط خشم و ناراحتیشان
را کنترل کنند ، نه تنها میتوانند در تربیت فرزند موفقتر عملکنند ، بلکه
میتوانند بر خود نیز مسلطتر شده و زندگی شادتری داشته باشند.
راهکارهای تربیت فرزند از دیدگاه مشاوره کودک
تأثیر رفتار والدین بر تربیت فرزند
تجربه
و مشاهدات مشاوره کودک نشان میدهد که کودکان مقررات عاطفی را از والدین
یاد می گیرند. ممکن است که بچهها همیشه چیزی را که ما میگوییم انجام
ندهند ، اما همیشه در نهایت کاری را که ما انجام میدهیم، انجام میدهند.
اگر والدین در حال شوخی مشغول پرتاب کردن اشیا ، به هم کوفتن دربها و یا
فریاد زدن باشند ، پس فرزندان هم همان خواهند کرد. اگر بتوانیم آرام باشیم ،
متوجه میشوند که در حین ناراحتی ، ضرورتی ندارد که واکنشی نشان دهند.
یعنی آنها هم این را از ما یاد میگیرند و به هنگام ناراحتی آرامش خود را
حفظ میکنند.
تأثیر ایمنی عاطفی بر تربیت فرزند
مشاوره
کودک به ما می آموزد که ایجاد ایمنی عاطفی برای فرزندان ، به آن ها اجازه
میدهد تا بهبودی ، رشد و موفقیت داشته باشند. بچهها هم مثل ما میخواهند
احساس شادی و ارتباط داشته باشند. اما گاهی اوقات ترس و خشم آن ها را مغلوب
میکند. آرامش ما مسیری را برای ارتباط دوستانه به آن ها میدهد. هنگامی
که آنها احساس بهتری داشته باشند ، بهتر هم عمل میکنند.
تأثیر محیط آرام بر تربیت فرزند
مطالعات
روانشناسی و تجربیات مشاوره کودک نشان میدهد هنگامی که والدین محیط آرامی
را برای فرزندان خود فراهم میکنند ، آنها احساس امنیت کرده و احساسات خود
را تجربه میکنند. با این کار بچهها یاد میگیرند که احساسات فقط بخشی از
انسان بودن هستند و لازم نیست از آنها بترسند یا با آن ها مقابله کنند.
تأثیر درک متقابل بر تربیت فرزند
کارشناسان
مشاوره کودک معتقدند وقتی به بچه ها احترام گذاشته می شود آنها احساس
میکنند که توسط ما درک شدهاند، دستورالعملها و راهنماییهای ما را بهتر
دنبال کنند. آنها یاد میگیرند همیشه چیزی را که میخواهند دریافت
نمیکنند. اما در نهایت به چیزی بهتری از آن دست مییابند و از این طریق
والدین خود را درک میکنند. حتی وقتی که به آنها نه میگویند. بدین ترتیب
کودک راهنمایی های والدین را بیشتر میپذیرد و قوانین آنها را بیشتر
دنبال میکنند.
تأثیر مشغلههای کاری بر تربیت فرزند
روانشناسان
اصطلاحی دارند که میگوید کودکان فشارسنج حساس خلق و خو و تنشهای والدین
هستند. تجربهی مشاوره کودک نشان میدهد اگر مسئلهای ذهن والدین را درگیر
کرده باشد ، ممکن است به صورت ناخودآگاه بر فرزند غلبه کرده و عملکرد
آنها را تحت تأثیر قرار دهد. ممکن است برای شما هم پیش آمده باشد که
مشغلههای فکری و کاریتان زیاد شده باشد. در این مواقع مشاهده کردهاید که
رفتار فرزندتان هم نسبت به شما تغییر میکند.
تأثیر نوع رفتار والدین بر تربیت فرزند
تجربهی
مشاوره کودک نشان داده است هنگامی که والدین رفتار متفاوتی با فرزندان
دارند و به شکل متفاوتی پاسخ آنها را میدهند ، فرزند هم چنین رفتاری با
آنها میکند. کارشناسان مشاوره کودک معتقدند همواره رفتار کودک به علاوه
پاسخ والدین به آن رفتار ، مشخص کننده نتیجه یا پیامد نهایی رفتار کودک
است.
هنگامی که والدین برآشفته میشوند و بدون تفکر واکنش نشان میدهند ،
فقط اوضاع را بدتر میکنند. در مقابل وقتی والدین با آگاهی بیشتری به
رفتار کودکان پاسخ میدهند و با آنها ارتباط مثبت و سازنده برقرار میکنند
، اوضاع را بهتر کرده و عشق بیشتری را به وجود میآورند.
تجربهی
مشاوره کودک و روانشناسان نشان داده است که یادگیری کنترل احساسات یک
فرایند مادام العمر است و باید در زندگی افراد جاری شود. داشتن یک رفتار
مقطعی و گذرا نمیتواند تأثیر چندانی بر تربیت فرزند داشته باشد. می توانید
از همین امروز شروع کنید. هنگامی که ناراحت می شوید ، صبر کنید تا به
آرامش برسید. فقط نفس بکشید و خودتان را با شفقت و مهربانی نگه دارید. قبل
از اینکه کاری بکنید اول باید آرام شوید.
بهترین روشهای تربیت کودک
زمانی
که از تربیت کودک به بهترین روش صحبت به میان می آوریم در ذهن بیشتر افراد
، تربیت با تنبیه کودک تداعی می شود یعنی والدین به اشتباه کلمه تنبیه را
به جای تربیت کودک استفاده می کنند پس به همین منظور لازم به نظر می رسد که
در ابتدا معنی کلی و منظور از تربیت را بیان کنیم.
معنی لغوی تربیت،
رشد دادن انسان ها به طور کامل است و منظور ما از تربیت ، استفاده از
مجموعه ای از روش های مثبت برای تعلیم یا پرورش افراد به شیوهای مثبت و
خلاقانه است در واقع با به کار بردن شیوه های مختلف تربیت به کودکان می
آموزیم که چه رفتاری مثبت و چه رفتاری منفی است و یا به عبارتی به آن ها می
آموزیم که چطور رفتار کنند تا مورد پسند جامعه و والدین قرار بگیرد .
درک
شخصیت و خلق و خوی کودک یکی از اصلی ترین شیوه های تربیتی مناسب کودکان
است که سبب شناسایی بهتراستعدادها و تمایلات کودکان نیز می شود. روش های
متفاوتی برای تربیت کودک وجود دارد که والدین می توانند با آگاهی از آن ها
کودکان خود را تربیت کنند و یک روش قطعی و صحیح برای تربیت کودکان وجود
ندارد.
انواع مختلف تربیت کودک
تربیت
فرزند بر اساس ۴ شیوه با توجه به تفاوت های فردی صورت می گیرد به بیان
دیگر والدین باید بر اساس شخصیت کودک و سبک فرزند پروری خود از شیوه های
تربیتی زیر استفاده کنند .
الف ) محبت کم ، محدودیت کم : در این نوع
شیوه تربیتی والدین محبت کمی نسبت به فرزندان نشان می دهند و قانون و قاعده
خاصی در بین آنان حکم فرما نیست به عبارتی از شیوه فرزند پروری آزادانه
استفاده می کنند .
ب ) محبت کم ، محدودیت زیاد : در این نوع تربیت باز
هم والدین محبت کمی به فرزندان نشان می دهند ولی محدودیت و قوانین زیاد و
غیر قابل تغییری برای فرزندان خود وضع می کنند در واقع از سبک فرزند پروری
دیکتاتورانه استفاده می کنند .
ج ) محبت زیاد ، محدودیت کم : در این نوع
تربیت والدین محبت زیادی به فرزندان خود می ورزند و در ما بین آن ها
قوانین خاصی برای انجام کارها وجود ندارد به این نوع از سبک فرزند پروری
سهل انگارانه می گویند .
د ) محبت زیاد ، محدودیت زیاد : در این نوع
تربیت والدین به یک اندازه از محبت و قوانین در کارها نسبت به فرزندان خود
برخوردار هستند یعنی در موقع لزوم با مهربانی با فرزندان رفتار می کنند و
در کارها از نظم و قاعده و قانون خاصی برخوردارند ، به عبارتی این والدین
از سبک فرزند پروری دمکراتیک برای تربیت کودک خود استفاده می کنند
می
توان بهترین نوع تربیت را سبک فرزند پروری دمکراتیک دانست چراکه در این نوع
تربیت کودک هم از محبت مناسب و به موقع والدین برخوردار می شوند و هم در
کارها باید از قواعد خاصی که مد نظر والدین است پیروی کنند و از همه مهم تر
فردیت کودک به عنوان یک شخص دارای ارزش حفظ می شود.
نکات مهم برای تربیت صحیح فرزند
اگر از شیوه های تربیتی متفاوت برای کودکان استفاده می کنید ، رعایت این نکات برای تربیت کودکان بسیار مهم است:
احترام به شخصیت کودکاحترام
به شخصیت کودک سبب می شود آن ها این احترام را ببینند و در مقابل به شما
احترام بگذارند پس بهتر است همان گونه که دوست دارید با شما رفتار شود با
کودکتان رفتار کنید.
در استفاده از روش های تربیتی صبور باشیداگر از یک شیوه نتیجه نگرفتید مایوس نشوید و آن را ادامه دهید وهرگز قواعدتان را زیر پا نگذارید.
شیوه تربیتی متناسب با کودک خود را بیابیدقبل
از تنبیه منظورخود را به کودکان بفهمانید زیرا گاهی اوقات والدین منظور
خود را به درستی بیان نمی کنند و یا ازکودکشان توقع فراوان دارند.
به دنبال ریشه بعضی رفتارها در کودکانتان باشید
علت
رفتار ناشایست کودکتان را بشناسید زیرا برخی کودکان اگر از واقعه یا حادثه
ای متاثر شوند ، در واکنش به آن دست به رفتارهای نادرست و غیرقابل توجیه
می زنند.
زمانی که کودکان شروع به تحصیل می کنند تاثیر والدین نیز تغییراتی می کند اما باید این را به خاطر داشت که پدر و مادر همچنان نقش اصلی در فرزند خود دارند . والدین باید از این موضوع آگاه باشند که کودکشان به طور زیادی تحت تاثیر تجربیات و ارتباطات خارج از خانه نیز قرار می گیرد ، تجربیات کودکان در مدرسه تاثیر زیادی به آن ها می گذارد دوستی با همسالان و موفقیت درسی و معلمان بر روی کودکان موثر هستند هنگامی که کودکان به سنین مدرسه می رسند توانایی این را به دست می اورند که درباره موضوعات پیچیده فکر کنند و وظایف که مربوط به خودشان است را انجام دهند . طبق نظر روانشناس کودکان در این سنین باید کودکان را تشویق کرد تا در مرتب کردن تخت خواب خود ، تمیز کردن و دیگر مسائل روزمره کمک کنند . طبق نظر دکتر روانشناس خوب در تهران در این سنین وتادین با مسائل جدید در کودکان خود رو به رو می شوند برای مثال کودک در حاضر شدن و به مدرسه رفتن مشکل دارد در یادگیری خواندن ، نوشتن و یا ریاضیات مشکلاتی دارد و یا رفتار هایی انجام می دهد که مناسب نیستند ، تکالیف درسی خود را انجام نمی دهد و .... بسیاری از مشکلات رفتاری که در سنین قبل از آن قابل مشاهده بود در سنین مدرسه نیز می توان دید مانند پرخاشگری ، رقابت با خواهران و برادران ، نافرمانی کردن ، پر توقع بودن ، شکایت کردن ، مدام شکایت کردن و حتی مشکلات خاص دیگری نظیر اضطراب ، استرس ، افسردگی ، کمرویی و کمبود عزت نفس .

زمانی که والیدن با چنین مسائلی مواجه می شوند باید در جهت درمان آن و بهبود شرایط کودکان خود اقدام کنند . بسیاری از مشکلات خاصی که مطرح شد باید به صورت دقیق در نزد دکتر روانشناس کودک بررسی شود و تشخیص داده شود زمانی که تشخیص به صورت قطعی داده شد روش های درمانی مناسب با آن ارائه می شود برای مثال در مرکز درمان با نوروفیدبک می توان درمان برخی از این مشکلات و اختلال های کودکان را پوشش داد . نوروفیدبک وسیله ای می باشد که می توان با آن فعالیت عصبی مغز را اندازه گیری کرد و در همان لحظه از طریق شنیداری و یا دیداری فرد را از این فعالیت مغزی خود آگاه کرد و این روش ایده آل برای کودکان و بزرگسالان می باشد و بسیاری از مشکلات روانشناختی را می توان با آن بهبود بخشید . مرکز نوروفیدبک با استفاده از روش درمانی نوروفیدبک و روش های درمانی روانشناختی دیگر نظیر خانواده درمانی، مشاوره کودک ، کارگاه ها ، گروه درمانی و روان درمانی و .... می تواند مشکلات کودکان را حل و بررسی نماید .

دروغ پردازی در بین کودکان خیلی شایع است به نحوی که در این سنین هنوز بچه ها یاد نگرفته اند این رویه که برگزیده اند کار اشتباهی است و از طرفی به خاطر ساده و بی آلایش بودن، این کودکان فکر می کنند مردم یا خوب هستند یا بد و این غیرممکن است که یک فرد خوب کار بد انجام دهد.
بچه ها تقریبا روش خاص و شناخته شده ای برای دروغ پردازی دارند و خیلی تمایل به داستان سرایی دارند که حقیقت ندارد و از روی تصورات آنها نشات می گیرد. در این مواقع بهترین کار این است که والدین در بین داستان سرایی کودک، کمک کنند تا حقایق به درستی بیان شود.
پدر و مادر و حتی مربیان مدارس و مهدکودک باید بدانند دروغ گفتن بچه ها برای به دست آوردن چیزی یا اجتناب از انجام کاری صورت می گیرد و از این رو نیاز است که حقیقت را با توجه به شواهدی که دارند با کودک و یا حتی نوجوان در میان گذارند.
برای جلوگیری از تکرار دروغگویی بچه ها باید نخست خود والدین و مربیان الگوی راستگویی برای آنان باشند و در مرحله بعد به فرزندان آموخت که دروغ گفتن اشتباه است و بهتر است که حقیقت را بگویند، راستگویی در کودکان را تشویق کنیم. برای دروغگویی پیامد منفی (تنبیه) در نظر بگیریم و اجازه ندهیم فرزندان با دروغ گفتن به آن چه میخواهند برسد.
والدین و مربیان سعی کنند کودک را با برچسب دروغگو خجالت زده نکنند، بزرگتر فرزندان برای اینکه بخواهد دروغگویی کودک را درمان یا از تکرار آن جلوگیری و به نوعی به راستگویی هدایت کند، نیاز است که دلیل دروغگویی را جویا شود، چرا که برخی مواقع کودک به دلیل اینکه اجازه بیان حقیقت را ندارد یا از سوی فرد دیگری تهدید شده یا برای بیان آن تنبیه خواهد شد، راهی جز توسل به دروغ پردازی پیدا نمی کنند.
آموزش نادرست، جلب توجه دیگران، احساس نیاز، ترس از بیان واقعیت، انتظار و
توقع بیش از اندازه، ترس از مقایسه و سرزنش را از عمده عوامل گرایش کودکان و
نوجوانان به دروغ پردازی است
✔️ نگاه به او با دیدهی کودک:
نوجوان از این که به او به دیدهٔ کودک بنگرید، بسیار حساس است و از این مسأله رنج میبرد.
بسیاری از دلسوزی های مربیان، پدران و مادران برای نوجوان، چنین پیامی دارد
✔️ مقایسه:
نوجوان از این که او را با دیگران (خواهر و برادر، فرزندان نزدیکان یا همسالان) مقایسه کنید، متنفر است
✔️ تبعیض:
از دیگر حساسیت های نوجوان ، تبعیض بین او و دیگر خواهر و برادران است.
✔️ بیاعتمادی به او:
نوجوان دوست دارد به او اعتماد داشته باشند.
بسیاری از سؤالات مربیان و یا والدین از او و گوشه و کنایه ها، از بی اعتمادی به وی حکایت دارد و حساسیت او را بر می انگیزد.