شاید تعجب کنید اگر بگویم مغز ما با همه پیچیدگیش قادر نیست جملات منفی را از مثبت تفکیک کند:
به جمله ً منفی ً زیر توجه کنید:
" لطفا به فیل قرمز فکر نکنید "
ذهن شما اکنون به چه چیزی فکر میکند
بدون شک ذهن شما اکنون در حال فکر کردن به فیل قرمز است.
به نظر شما اگر به کودکی گفته شود
دست مرا ول نکن،
به پریز برق دست نزن،
امروز با بچه ها در مهد دعوا نکن،
چه پیغامی در مغز او مخابره میشود؟
همه این جملات در ذهن او مثبت برداشت شده و گویی که به او دستور داده اید که این کار را انجام دهد، در واقع در فرمان دادن باید به کودک گفته شود چه کاری باید انجام دهد نه اینکه چه کاری نباید انجام دهد.
بنابراین با کودک خود اینگونه سخن بگویید:
به جای مخالفت نکن بگو کاری که گفتم را انجام بده
به جای فحش نده بگو حرف خوب بزن
به جای دستم را ول نکن بگو دستم را محکم بگیر
به جای ندو بگو آرام راه برو
اگر به دنبال روانشناس کودک خوب در رابطه با قصه درمانی برای کودکان هستید اینجا کلیک کنید
فرقی نمیکند که فرزندان والدین سمی در دوران کودکی کتک خوردهاند، مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفتهاند، مورد تحقیر و توهین واقع شدهاند، به آنها احساس گناه داده شده است یا حتی بیش از حدِ لازم مورد حمایت والدین قرار گرفتهاند، چرا که در هر حال بسیاری از آنها در دوران بزرگسالی آسیب های روانی و شخصیتی تقریبا مشابهی از خود نشان میدهند که بیشتر شامل عدم اعتماد به نفس و گمگشتگی است.
توجه داشته باشید که والدین سمی آن چنان حس بیکفایتی و بیلیاقتی را در کودکان خود به وجود میآورند که اغلب این بچهها بیاختیار خود را سرزنش و محکوم میکنند و بابت تنبیهات والدین مقصر میدانند، که این فرآیند به تدریج در آنان به چرخهای معیوب تبدیل میشود که در بزرگسالی عزت نفس آنها را تخریب میکند.
برای یک کودک بیدفاع در طی دوران رشد باور اینکه پدرش فردی نادان، سمی و گاه خطرناک است، سخت است و ترجیح میدهد تصور کند که پدرش خوب است و اشکال از اوست و او خود مقصر تنبیه شدنش است. بدین منوال زمانی که این کودکان به بزرگسالی میرسند از قبل شخصیتی منفی با نگرش خود کمبینی در وجودشان شکل گرفته است.
برای دریافت مشاوره در زمینه قصه درمانی برای کودکان می توانید به وب سایت دکتر مونا فلسفی مراجعه کنید یا با شماره های زیر تماس بگیرید
وقت مشاوره : 02186127487–02186127446
.
در ابتدا والدین مناسب است بفهمند که چرا کودکشان این عادت را انجام می دهد و بسته به آن چاره ای بیندیشید.
والدین در نظر داشته باشند بیشتر عادتهای کودکانه به خودی خود از بین می روند. اما اگر عادت کودک شما با انجام هر روزه اش ایجاد مزاحمت و نگرانی می کند. ایجاد خجالت و شرمساری می کند یا حتی سبب ایجاد ضرر و زیانی برای شما یا خودش می شود باید در این زمینه کاری انجام دهید و او را در ترک این عادت یاری کنید.
تمجید و تحسین کردن کودک در ترک عادات بسیار موثر خواهد بود. پاداش و تحسین در صورت ترک اختلال مزبور نقش بسزایی در ترک عادت دارد. از سرزنش و تنبیه کودک بپرهیزید. والدین می توانند از روش های رفتاردرمانی (دادن ستاره یا برچسب های عروسکی به کودک) استفاده کنند. برای او هدایای دوست داشتی یا خوراکی مورد علاقه او را بخرند و برای ترک عادت ناخوشایند او جایزه بدهند.
با آرامش بیشتری با کودک خود صحبت کنید. عادات فرزندتان را برایش تشریح کنید و دلایل منطقی را که برای او قابل فهم و درک باشد ارائه کنید. دقت کنید که لحن گفتار شما در حرف شنوی کودک بسیار موثر خواهد بود. عصبانیت و واکنش غیر صحیح از جانب شما ممکن است او را در انجام عادتش حریصتر کند.
سعی کنید فرزندتان را در طول اوقات فراغت و استراحتش به انجام کار دیگری تشویق نمایید. یک مشغولیت فرعی برای کودک ایجاد کنید مثل خمیر بازی، توپ بازی، پازل، کاردستی، نقاشی خانه سازی سبب درگیری ذهن کودک می شود.
سعی کنید نگرش و دیدی مثبت، سازنده و شفاف نسبت به حل مشکل کودک داشته باشید و با صبر و حوصله عادت ناخوشایند را ترک دهید چرا که باید زمان سپری شود تا او عادت ناخوشایند خود را ترک کند.
کودک هر چقدر هم که کم سن و سال باشد درباره ضعف هایش جلوی روی او صحبت نکنید.
تصور کنید کنار پدر یا مادرتان ایستاده اید و او با کسی جملات زیر را می گوید:
"پسرم کمی خجالتیه" ، یا "دخترم وقتی کلاس اول بود خواندن برایش سخت بود ولی حالا بهتر شده"
کودکان وقتی می شنوند که والدینشان درباره آنها اینگونه صحبت میکنند، خود را مانند اشیایی تصور می کنند که تحت تملک والدینشان هستند.
مقایسه نکنید
تا کودک را با کودک دیگری مقایسه نکنید زیرا این رفتار میتواند باعث تنفر کودک از خودش، آن کودک و از شما بشود، در حالی که شما خود میتوانید بهترین الگو برای کودک خود باشید بدون اینکه اشارهای به مسئله مورد نظرتان کرده باشید.
احساسات خود را بیان کنید. وقتی فرزندتان به مدرسه میرود، به او بگویید دوستش دارید. وقتی مشغول انجام تکالیفش است وقتی با هم بازی میکنید، باز هم علاقه خود را بیان کنید. حتی نوجوانی که تمایل بیشتری برای اختصاص وقت برای خودش دارد نیز علاقه و توجه قلبی شما را رد نمیکند.
در حال نوازش با او گفتگو کنید. این روش ابراز غیرکلامی علاقه است. ایجاد این رابطه با کودکان و فرزندان دوره ابتدایی آسان است. با بزرگتر شدن کودک، ابراز علاقه به این روش سختتر میشود. ارتباط پوستی برای فرزندان آرامشبخش است پس بهانههای مختلف آنها را در این امر رد نکنید و مورد توجه قرار دهید.
اگر از اهمیت بازی درمانی در تهران برای کودکانتان مطلع هستید از دکتر مونا فلسفی کمک بگیرید
1- مستقّل بارآوردن کودک:
در برخورد کلّی در زندگی باید طوری با کودک رفتار کرد که او بتواند در امور روزمره ی خود به طور مستقّل و گاهی بدون نیاز به دیگران تصمیم بگیرد. البتّه فشارهای منفی را نباید در این خصوص وارد کرد ، بلکه باید با راهنمایی های به جا تذکّر داد و روش های صحیح را به موقع به او آموزش داد.
2- کودک را تا حدّ امکان وادار به عجله و شتاب زدگی نکنیم:
معمولا” خانواده ها در چند کار ، کودک را ناخواسته یا خواسته به عجله و شتابزدگی وادار می کنند که بیشتر مواقع عدم آگاهی والدین در تشدید آ ن ها ، دخالت مستقیم دارد از جمله چیزهایی که می توان در این رابطه یاد آور شد:
الف – حمّام کردن:
در دوران طفولیّت عدم آشنایی والدین به خصوص مادر از مسایل تربیتی باعث می شود به جای فراهم آوردن محیطی شاد و مفرّح هنگام استفاده از حمّام ، آن را به محیطی درد آور و وحشتناک برای او تبدیل می کند. برای این کار بهتر است اجازه بدهیم کودک ابتدا خوب بازی کند و در همان حال با شعرها و قصّه های کودکانه شروع به شستن او کنیم و ضمنا” اجازه دهیم تا کودک حتّی برخی از اسباب بازی های خود را به حمّام بیاورد و با آن ها مشغول بازی شود.
ب- مهمانی رفتن:
همان طور که ما بزرگ ترها قبل از رفتن به مهمانی یا گردش نیاز داریم خود را آماده کنیم ، فرزندان ما هم نیاز دارند که آماده شوند. البتّه نیاز آن ها با نیاز ما اندکی تفاوت دارد. پس بهتر است زمان رفتن به مهمانی یا گردش را یک ساعت قبل از حرکت به کودک یادآور شویم تا بتواند با کمک بزرگ ترها آماده شود. متاسفانه بعضی از والدین کمی قبل از حرکت به کودک می گویند آماده شود و این کار باعث لجبازی و مخالفت او می شود. چون دایم به او تذکّر می دهیم که زود باش ، سریع تر، دیر شد و… به جای این که سرعت کودک را برای آماده شدن بیشتر کنیم ،باعث می شویم که مخالفت کند.
ج – غذا خوردن ، خوابیدن
غذا خوردن ، خوابیدن و …: بهر حال کودک مانند افراد بزرگسال نمی تواند از نیروی تفکّر و حرکت در یک زمان استفاده کند و والدین باید بدانند زمان تفکّر و انجام کارها در کودکان به سعه ی صدر بیشتری نیاز دارد.
3- رشوه ندادن و حذف پاداش کودک لجباز:
اگر کودک برای رسیدن به مطلوب خود چه درست و چه نادرست شروع به گریه کردن و یا داد کشیدن بکند و از این راه بخواهد به خواسته ی خود برسد و والدینی که به اصطلاح حوصله ی ندارند با دادن امتیاز ( رشوه ) به کودک ، او را ساکت می کنند ، باعث پرورش لجبازی در او می شوند. پس باید پدر به خصوص مادر از دادن هرگونه رشوه و پاداش به کودک خوداری کند. البتّه تشویق برای کارهای خوب و مثبت کودک با رشوه دادن فرق دارد. تشویق باعث رشد اعمال نیک و حرکت به سوی ترقِّی می شود. امّا باید توجّه داشت که تشویق و پاداش ، باید به اندازه و درخور کار او باشد.
4- عدم توجّه و نادیده گرفتن رفتار کودک لجباز:
گاهی بهتر است وقتی فرزندمان شروع به داد و بیداد می کند خیلی خونسرد و بی توجّه از کنار مسئله عبور کنیم به طوری که یا متوجّه نشده ایم و یا موضوع برایمان اهمّیّت ندارد.
5- برقراری آرامش و امنیّت در خانواده:
به هر حال در هر خانواده مسایل و مشکلاتی به وجود می آ ید که منجر به بحث و گفت و گو می شود. والدین باید بدانند که تمام مسایل گره هایی هستند که به وسیله ی دست باز می شوند. یعنی به جای بحث و متّهم کردن دیگران ، آرام و بدون بر هم زدن امنیّت خانواده به خصوص کودکان ، مشکلات و مسایل را می توان به راحتی حل کرد، به طوری که هم خود و هم دیگران از نوع گفت و گو ها لذّت ببرند.
6- راهنمایی
” آری ” امّا دخالت “ خیر” : هیچ کس از دخالت کردن دیگران در امور زندگی خوداحساس رضایت و خشنودی نمی کند. پدر و مادر از همان شروع تربیت باید حرکت صعودی خود را بر پایه ی راهنمایی قرار دهند تا کودک بتواند کم کم راه صحیح زیستن را تشخیص دهد. دیگر قابل پذیرش نیست که من : ” من می گویم این طور باش ، من می گویم این جا نرو و… بلکه ارشاد و راهنمایی های خردمندانه و کمک گرفتن از خود کودک در مشکلات می تواند کمک بزرگی باشد.
اگر از اهمیت بازی درمانی در تهران برای کودکانتان مطلع هستید از دکتر مونا فلسفی کمک بگیریدشما، هم دست راست دارید و هم دست چپ، اگر این دو بهصورت مستقل تصمیم میگرفتند، شما دیگر با این دو دست نمیتوانستید کاری را انجام بدهید. اما چون این دو دست خود تصمیم گیرنده نیستند، بلکه مغز و اراده انسان است که بر دست راست و چپ حکومت میکند و اوست که تصمیم میگیرد، لذا دستها باهم همکاری میکنند و هماهنگاند.
با یک دست کاغذ میگیرید و با یکدست مینویسید. خیّاطها با یکدست پارچه را میگیرند، با دست دیگر میدوزند. آشپزها با یکدست، دیگ را میگیرند، با دست دیگر غذا را به هم میزنند و چون فرمانده یکی است این دودست اینچنین باهم همکاری میکنند. اگر خدایناکرده در وجود ما دو فرمانده وجود داشت معلوم است که چه اتفاقی میافتاد.
حال فرض کنید، اگر پدری نسبت به بچهی خود تندی کند، مثلاً بگوید: چرا این کار را کردی؟ آنگاه مادر بگوید: اتفاقاً کار بچه درست بوده و خوب کاری هم کرده است. یا یکی به بچه بگوید: تو خیلی بیادب هستی. دیگری به او بگوید: اتفاقاً تو از همه مؤدبتر هستی.
یکی بچه را بزند و دیگری او را نوازش کند.
چنین برخوردهایی موجب میشود که بچه بیتربیت بار بیاید. وقتی اینگونه عمل شود، بچه شکایت پدر را به مادر و شکایت مادر را به پدر میبرد و ضمن اینکه بین آنها دعوا راه میاندازد، خود بچه نیز نسبت به پدر و مادر بیاعتقاد و بیاعتنا میشود.
اگر از اهمیت بازی درمانی در تهران برای کودکانتان مطلع هستید از دکتر مونا فلسفی کمک بگیرید