وقتی متوجه دروغگویی در کودکتان شدید ناراحت، عصبانی، مضطرب یا مستاصل نباشید، خیلی وقتها مساله سادهتر از چیزی است که فکر میکنید. لازم نیست خودتان را به خاطر شنیدن این دروغ از فرزندتان سرزنش کنید. این موارد در تربیت هر کودکی پیش میآیند و لزوماً شما مقصر نیستید، بهترین راهکارهای برای رفتار مناسب با دروغگویی در کودکان عبارتند از:
واکنش هیجانی نشان ندهید: نصیحت کردن، شرمسار کردن، سرزنش کردن، تنبیه و یا طرد کردن او بدون تصمیمگیری واقعبینانه هم باعث تکرار رفتار کودک میشود و هم شما را در نظر او فردی بیمنطق جلوه میدهد.
علت دروغگویی کودک را شناسایی کنید: حتماً لازم نیست برای این کار، کودک را سوالپیچ کنید. به مواردی در بالا توضیح دادیم توجه کنید. گاهی رجوع به رفتارهای خودتان، پاسخ را به شما میدهد. مثلاً اگر همیشه فرزندتان را از خوردن شیرینی منع میکنید، طبیعی است که بدون اجازه شما شیرینی بردارد و دروغ بگوید.
انتظارات خود را متناسب با سن و تواناییهای کودک تعیین کنید: شناخت کافی از مراحل رشدی کودک به شما کمک میکند درک واقعبینانهای از توانمندیهای کودک داشته باشید. والدین پرتوقع که بسیار بیشتر از سن فرزندشان از او انتظار دارند، بچههایی دارند که بیشتر از بقیه بچهها به دروغگویی متوسل به دلیل اینکه نمیتوانند انتظارات والدین را برآورده کنند و مجبور میشوند راه فراری برای خود پیدا کنند.
دروغگویی کودک را به رویش نیاورید: اگر متوجه شدید فرزندتان در مورد موضوعی به شما دروغ گفته، دروغگویی او را علنی نکنید، این کار فقط حد و مرز بین شما را پایمال میکند و باعث میشود کودک وارد فاز لجبازی با شما شود، در عوض با ملایمت رفتار کنید و به او فرصت دهید هر وقت آمادگی داشت، حقیقت را به شما بگوید.
همیشه حقیقت را به کودک بگویید: به جای اینکه به کودک بگویید بستنی نداریم، بگویید اجازه نداری قبل از شام بستنی بخوری. با گفتن دروغ به او یاد میدهید هر وقت چیزی مطابق میلش نبود، دروغ بگوید.
توجه مورد نیازش را به او بدهید: کوچکترین رفتارهای مثبت کودک را مورد توجه قرار دهید و تشویقش کنید، مثلاً در طول روز چند بار از این جملات استفاده کنید «چقدر خوب با اسباببازیهات بازی کردی» یا «حواسم بود که امروز اتاق رو بعد از بازی مرتب کردی، مامان بهت افتخار میکند» به این طریق شما توجه مثبت کافی به او میدهید که نخواهد به شیوههای منفی جلب توجه کند.
با او رابطه نزدیک برقرار کنید: از چنین عباراتی استفاده کنید «میدونم که دوست نداری تنبیه شوی، اما از اینکه گلدان شکسته، خیلی ناراحت هستم.»
از برچسب دروغگو زدن به کودک اجتناب کنید و با این واژه او را خطاب نکنید.
رفتار مشخصی داشته باشید: اینکه گاهی لبخند بزنید و گاهی کودک را به شدت تنبیه کند، باعث میشود فرزندتان نداند با چه سبک تربیتی مواجه است و اضطراب شدیدی را تجربه کند.
برای آشکار کردن دروغ کودک او را امتحان نکنید: پرسش از مسألهای که خودتان از قبل پاسخ آن را میدانید، در واقع او را در تنگنا قرار میدهد که یا دروغ بگویید و خودش را رها کند و یا حقیقت را بگوید و تنبیه شود.
کودک را سوال پیچ کردن یا بازجویی نکنید: با طرح چند سوال کوتاه سعی کنید واقعیت یا بخشی از آن را از کودک بشنوید.
واکنش افراطی از خود نشان ندهید: عصبانیت شما در او ایجاد ترس میکند و باعث میشود بیشتر دروغ بگوید.
از این کلمات یا عبارتهای مشابه استفاده نکنید: از واژههایی مثل شوخی میکنی، دروغ نگو و یا الکی میگی، راست میگی، بگو به جون مامان، استفاده نکنید.
از راستگویی استقبال کنید: در قبال آن کودک را تشویق کنید. والدین باید در عمل به کودک نشان دهند، زمانی که حقیقت را بیان میکند، بیشتر مورد توجه آنها قرار میگیرد. میتوانید به خاطر راستگویی از تنبیه کودک کم کنید و تنبیه ملایمتری برایش در نظر بگیرید تا بداند گفتن حقیقت میتواند بهتر از دروغ گفتن باشد.
برای جبران عمل و آموختنش از اشتباه به او فرصت دهید: مثلاً اگر وسیلهای را خراب کرده، مقداری از پول توجیبیاش را برای جبران خسارت وارده بگیرید.
اصول تنبیه را رعایت کنید: اگر میخواهید کودک را تنبیه کنید، تنبیهی متناسب با سن و نوع عمل در نظر بگیرید. تنبیه نباید شامل چیزهایی که مدتها برای آن برنامهریزی کرده باشد. مثلاً اگر اتاقش را مرتب نکرده، او را از شرکت در جشن تولد دوستش که یک ماه برای برای آن برنامهریزی کرده محروم نکنید. به علاوه لازم نیست تنبیه را پیش والد دیگر بازگو کنید، تنبیه چیزی است که بین شخص شما و کودک است و لازم نیست کس دیگری از آن باخبر شود.
برای کودک خود الگوی مناسبی باشید: الگویی از صداقت باشید تا رفتار منفی را از شما الگوبرداری نکند.
والدین در برابر رفتار های نادرست کودک و لجبازیشان انعطاف داشته باشند . برای مثال از خطاهای کوچک فرزند خود چشم پوشی کنید و آن ها را نادیده بگیرید اما به طور نا محسوس رفتار او را زیر نظر داشته باشید . اما باید بدانید که نسبت به رفتار های زیان بار کودک نباید از چنین روشی استفاده کنید .
رفتار کودکان تحت تاثیر احساساتشان می باشد و یکی از روش های خوب همدلی با کودکان است . برای مثال نباید احساسات کودکان خود را انکار کنیم و سعی کنیم فعالانه به صحبت هایش گوش دهیم و پیوسته برای آن ها راه حل ارائه ندهیم . همدلی با کودکان نیازمند تمرین و تکرار بسیار می باشد .
از روش های ساده که می توان کودک را متوجه ساخت که رفتارش اشتباه است . بیان کردن اعتراضتان به شکل روشن و دلایل شما برای نپسندیدن رفتارش می باشد . بسیاری از کودکان ممکن است زمانی که مخالفت والدین را می بینند بر رفتارشان تاثیر می گذارد ولی والدین نباید غر و فریاد بزنند بلکه باید فقط به شکل واضح و روشن و به دور از هر گونه خشم مخالفت خود را به او توضیح دهند .
در برخی شرایط کودک ممکن است رفتار های منفی بسیاری را نشان دهد و مدیریت او بسیار دشوار باشد اما در چنین شرایطی نیز استفاده از تنبیه بدنی و عاطفی بسیار اشتباه است اما به جای آن می توان از برخی محرومیت های کوتاه مدت متناسب با سن کودک استفاده کرد اما چنین تنبیه هایی دارای شیوه های خاص می باشد که والدین باید اطلاعات کافی و درست نسبت به آن را پیدا کنند و سپس از آن ها استفاده کنند .
مشاوره فرزندپروری می تواند شامل موارد مختلفی باشد. به طور مثال تصور کنید که شما صاحب فرزندی شده اید و حالا دوست دارید از فرزند شما نمونه ای عالی و الگویی بی مثال برای همسالان وی در اجتماع ظاهر شود. در اینگونه مواقع یک سری از افراد به دنبال تقلید کورکورانه از دیگران و پدر و مادرهای اطراف خود هستند، در حالی که برخی دیگر به دنبال یادگیری مهارت ها می روند. خوب طبیعی است که استفاده از مشاوره فرزندپروری و یادگیری مهارت ها می تواند کمک بزرگی به شما نماید. در جلسات مشاوره فرزندپروری، ابتدا از مهارت هایی که شما دارید، اطلاعاتی کسب شده و سپس مشاور به شما در یادگیری مهارت های جدید و موردنیاز تان کمک خواهد کرد.
مشاوره فرزندپروری این روزها مورد توجه بسیاری از افراد قرار گرفته است. زیرا هر ساله کودکان با ضریب های هوشی بالاتر و توانایی های بیشتر به دنیا می آیند و به همین دلیل جهت شکوفایی هر چه بیشتر استعدادهای آن ها آگاهی از متدها و توصیه های مهم در مشاوره فرزندپروری بسیار کارساز خواهد بود.
کودکان با راهنمای نحوه پرورش متولد نمی شوند. هر کودکی متفاوت است و بنابراین روش کاملی برای تربیت همه کودکان وجود ندارد. با این وجود، با آگاهی از بهترین شیوه ها برای تربیت کودکان، می توانید این وظیفه را به بهترین نحو ممکن به انجام برسانید. در زیر 13 نکته عملی آورده شده است که در دوره های مشاوره فرزندپروری توسط مشاوران گوشزد می گردد. در ادامه همراه ما باشید تا از این نکات بیشتر بدانید.
والدین باید مشوق و تشویق فرزندشان در زندگی باشند. اگر والدین آنها این کار را برای آنها انجام ندهند، پس چه کسی این کار را می کند؟
قدرت اعتقاد والدین به توانایی فرزندشان در رسیدن به آن می تواند به کودک کمک کند احساس کنند که می توانند هر کاری را انجام دهند. این امر به کودک این قدرت را می دهد که وقتی والدین حامی و معتقد به توانایی های خود دارند بیشتر تلاش کند و بهترین عملکرد خود را ارائه دهند.
وقتی والدین به فرزندشان اعتقاد دارند، به فرزندشان کمک می کنند تا خودش را نیز باور کند. کودکان می آموزند که انسانهای توانمندی هستند که وقتی والدینی دارند که توانایی های خود را باور دارند می توانند به اهداف خود برسند.
نباید اجازه دهید ایجاد اعتماد به نفس در کودک تان محدود به هم سن و سالانش شود. زیرا در گروه های مختلف دوستان و اطرافیان، همیشه افرادی هستند که ممکن است کودک شما را از هر نظر زیرسوال ببرند و در نتیجه منجر به تضعیف اعتماد به نفس در وی گردند.
با این حال، داشتن پدر و مادری که به آنها و توانایی های آنها اعتقاد داشته باشد می تواند با تفکرات منفی هم سالانشان مقابله کند.
تمام آنچه برای این مورد نیاز دارید، یادآوری پیروزی های قبلی و یک گفتگوی کوتاه درباره این است که کار سخت برای ایجاد انگیزه در فرزندتان نتیجه می دهد. شما به پسر یا دخترتان می گویید که می تواند برنده شود و به توانایی های او ایمان دارید. نگرش او از یک شکست به نگرشی تغییر می کند که پر از انگیزه، انرژی و مثبت باشد.
بگذارید فرزندتان فرصت کثیف شدن داشته باشد. وقتی بچه ها در خاک، گل و طبیعت بازی می کنند، هر پنج حس خود را درگیر خواهند کرد. فرصتهای شکوفایی خلاقیت آنها را هنگام بازی در طبیعت، از آن ها نگیرید.
طبیعت کثیف است اما اشکالی ندارد. آنها وقت زیادی در زندگی دارند تا تمیز باشند. آنها به خاطر پیشرفت خود باید کثیف شوند.
به عنوان مثال، وقتی آنها بیرون بازی می کنند در یک جعبه شن و ماسه با گل و لای پر از دست و صورت خود و با اسباب بازی های پخش شده در همه جا ، به نظر شما یک ظرف بزرگ است. برای آن کودک، آنها ممکن است یک شاهکار غذای خیالی با شن و ماسه و گل ایجاد کنند.
کودک با استفاده از خلاقیت ، حواس خود را درگیر می کند و آنها در حال تکمیل پروژه ای هستند که ساخته خود آنها است. این فرصت ها را برای شکوفایی و پیشرفت از آنها نگیرید، فقط به این دلیل که می خواهید تمیز بمانند. با قرار گرفتن در خاک، گل و لای و طبیعت اجازه دهید تا شکوفا شوند.
برای برخی از افراد بالغ، همه چیز در رقابت خلاصه می شود. توصیه ما به شما این است که هر کاری برای فرزندتان کردید، تنها به دلیل نظر و تصمیم خودتان باشد؛ نه صرفاً به خاطررقابت با خانم همسایه و یا عمه و هر کس دیگر. این مورد یکی از مهم ترین نکاتی است که در مشاوره فرزندپروری به آن اشاره می شود.
رعایت ایمنی و محاظفت از کودکان مخصوصاً در سه سال اول زندگی آنها از اهمیت اساسی برخوردار است. شاید این نکته ای معمولی به نظر برسد، اما در مشاوره فرزندپروری به آن توجه ویژه ای می شود.
هدف شما از سه سال اول زندگی فرزندتان، زنده نگه داشتن آنها است.
البته شما باید نیازهای اساسی آنها را برآورده کنید. به آنها غذا دهید، آنها را عوض کنید، آنها را دوست داشته باشید، اما ابتدا از ایمن بودن آنها اطمینان حاصل کنید ، در غیر این صورت مراقبت بی معنی می شود.
در مشاوره فرزندپروری توصیه می شود که، دوره CPR و کمک های اولیه را بگذرانید. باور کنید، شما هرگز نمی دانید چه زمانی به این مهارت های آموخته شده احتیاج دارید. در مواقع اضطراری، باید بدانید که چگونه امور را اداره کنید. شاید برخی در پاسخ به این توصیه بگویند که امروزه اینترنت انسان ها را از آموزش دیدن بی نیاز کرده است، اما باید بگوییم در مواقع بحرانی استرس و وحشت نمی گذارد که شما مانند حالت عادی فکر و رفتار کنید، به همین دلیل نیاز است که از قبل یک سری مهارت ها آموزش دیده باشید.