اما روانشناسی کودکان چه ضرورتی دارد؟ ببینید روانشناسی اطفال در موارد مختلف می تواند ضرورت پیدا کرده و حتی تنها راه چاره باشد.
برای مثال اگر فرزند شما از اختلالات روحی و روانی یا بیماری های جسمی رنج می برد که روی روان و رفتار کودک تاثیر می گذارد، قطعا در این موارد برای کنترل شرایط بیمار، می بایست فرد به روانشناس کودکان مراجعه کند. یکی از موضوعاتی که بسیار کم به آن توجه می شود، موضوع طرحواره ها و تله های شخصیتی افراد می باشد. عمده این تله های شخصیتی ریشه در کودکی ما داشته و اگر به درستی تشخیص داده نشده و درمان نشوند، در بزرگسالی می توانند بر روی ابعاد مختلف زندگی فرد از جمله زندگی اجتماعی، روابط عاطفی و ازدواج، بحث موقعیت های تحصیلی و کاری و ... تاثیر منفی و مخرب داشته باشد. به همین دلیل است که رفتار والدین با کودک که متاسفانه اصلا به آن توجه نمی شود، می تواند فرزندتان را تا سالیان سال در تله های شخصیتی بسیار دشواری قرار دهد. لذا حتما می بایست، این افراد مورد روانکاوی قرار بگیرند.
نوجوانی که در طول دوران کودکی فرآیندهای تغییر شناختی، عاطفی، فیزیکی، رفتاری و اجتماعی را پشت سر گذاشته است، دیگر کودک نیست. اما او در یک دوره متوسط است که هنوز بالغ نشده است. تغییرات زیادی هم در بدن و هم در دنیای روح رخ می دهد. روانشناس نوجوان متخصصانی هستند که از نوجوانان حمایت می کنند تا این مرحله بسیار مهم زندگی را با بیشترین دقت و تمرکز و کمترین آسیب سپری کنند. فرد در سنین نوجوانی برای شناخت خود و شکل دادن به شخصیت خود سعی در یافتن پاسخ سوال «من کیستم» دارد. در این دوران دردناک، نوجوانان و خانواده هایشان ممکن است ندانند چگونه با مشکلات پیش آمده کنار بیایند و نیاز به حمایت روانی داشته باشند. کار روان درمانی انجام شده در این دوره نقش پیشگیرانه، محافظتی و حمایتی برای بزرگسالی درمانی و سالم دارد تا بتوانیم این دوران سخت را به شکلی سالم پشت سر بگذاریم.
نوجوانی دورانی است که فرد رفتار های تندی دارد و قطعا والدین با این رفتار ها آشنایی دارند. بخاطر حساسیتی که در دوران نوجوانی وجود دارد، والدین باید با روانشناسی نوجوان آشنایی های لازم را داشته باشند تا متوجه تغییرات آنها بشوند و با آنها منطقی رفتار کنند. روانشناسی نوجوان به این دلیل حائز اهمیت فراوان می باشد زیرا در این دوران تغییرات زیادی در فرد صورت می گیرد و تکالیف ها و مهارت های زیادی را باید یاد بگیرد و بپذیرد.
خدمات روانشناسی نوجوان با حمایت حرفه ای از نوجوانان 12 تا 21 ساله برای سازگاری با این دوره جدید زندگی، حفظ سلامت روان، غلبه بر مشکلات عاطفی، رشدی، رفتاری و کسب مهارت ها ارائه می شود. در این زمینه با خانوادههایی که مهمترین منبع حمایت در زندگی نوجوانان هستند نیز کار میکند و آنها را در این فرآیند مشارکت میدهد.
هدف روانشناسی نوجوان افزایش آگاهی در مورد این است که چه نوع نگرش هایی برای مادران و پدران و فرزندان نوجوانشان مفیدتر است تا با مشکلاتی که تجربه می کنند کنار بیایند. با حمایت متخصصی مجرب، مجهز، صمیمی و دلسوز، هدف این است که نوجوانان و والدینشان زندگی خوشایندی داشته باشند، احساس خوبی نسبت به خود داشته باشند و کیفیت زندگی خود را افزایش دهند.
اضطراب اجتماعی، ترس از ارزیابی دیگران در موقعیتهای اجتماعی است. در واقع کودک از این می ترسد که مورد ارزیابی منفی قرار گرفته و در جمع تحقیر شود یا مورد تمسخر قرار گیرد.
به دلیل افکار منفی و پیش بینی امکان اشتباه و تمسخر در جمع، دچار لرزش در اندام ها، تعرق،لکنت زبان و یا سایرفرایندهای فیزیولوژیکی ناشی از اضطراب خواهد شد.
در کودکان ترس یا اضطراب اجتماعی ممکن است به صورت گریه، بی قراری، چسبیدن به دیگران، انقباض عضلات بدن، برانگیختگی و قرمز شدن چهره باشد.
از خوردن یا آشامیدن در حضور دیگران خودداری می کند؛ چراکه میترسند اگر در حضور جمع غذا بخورد، غذا را روی زمین بریزند؛
گاهی به دلیل اضطراب اجتماعی شدید از رفتن به مهمانی و یا حتی به مدرسه امتناع می کند.
نه تنها قادر نیست در جمع صحبت کند بلکه از انجام هر فعالیتی در حضور جمع می ترسد
اعتماد بنفس شروع یک کار و قدرت پیوستن به گروه و ابراز وجود را ندارد.
ممکن است در پیش پا افتادهترین فعالیتها نیز مضطرب شوند از قبیل بستن دکمههای کت در حضور دیگران یا سفارش غذا در رستوران.
آنها فکر میکنند چنانچه سؤالی را مطرح کنند، ممکن است احمق به نظر برسند.
اگر وارد اتاقی شوند، ممکن است پایشان بهجایی گیر کند و روی زمین بیفتند و دستوپا چلفتی به نظر آیند.
تحریک پذیری بالایی دارند و اغلب گریه میکنند و نق میزنند.
اضطراب اجتماعی همچنین روی جرئت ورزی فرد تأثیر میگذارد و کودک قدرت نه گفتن را از دست میدهد.
به دلیل نگرانیهای ذهنی، کودک دچار اختلالات خواب میشود و امکان دارد به صورت شب ادراری خود را نشان دهد.
تجربه اضطراب اجتماعی در طول تحصیل، مشکلاتی را برای کودکان و نوجوانان ایجاد میکند که علاوه بر ناراحتیهای شخصی، ممکن است بر عملکرد تحصیلی، شغلی و روزانه آنها، تأثیرات منفی داشته باشد.
اختلال اضطراب اجتماعی اگر خیلی شدید باشد زمینه ابتلاء به اختلال افسردگی و اختلال وحشت زدگی را فراهم سازد.
نوجوانان مبتلا به این اختلال نسبت به ظاهر خود حساس می شوند و همواره دچار این افکار هستند که چگونه لباس بپوشند یا رفتار کنند تا مقبولیت اجتماعی به دست بیاورند.
دکتر مونا فلسفی روانشناس متخصص کودک و نوجوان به شما مشاوره میدهد.با ایشان تماس بگیرید
وقت مشاوره : 02186127446
گاهی حسادت بین کودکان از طریق دعوا کردن بروز پیدا می کند که در نهایت موجب تخلیه هیجانی در آنها می شود.
برخی مواقع کودکان از شیوه حل مساله و مدیریت آن ناآگاه هستند و نمیدانند چگونه مشکل خود را برطرف کنند.
گاهی بچهها به علت پایین بودن سن و عدم رشد شناختی نمیتوانند مسائل را تجزیه و تحلیل کنند.
والدین نباید تا وقتی که بین بچه ها دعوای شدید، منجر به آسیب جسمی رخ نداده است، مداخله کنند؛ زیرا این کار منجر به طرفداری از یک کودک میشود و در فرد مقابل خشم نهفته ایجاد می کند. حتی ممکن است خشم و هیجان منفی در کودک به نوعی دیگر بروز پیدا کند و در او ماندگار شود.
آسیب دیگر این مداخله این است که کودک هیچ وقت نحوه حل مساله و پیدا کردن راهکار مناسب را یاد نمیگیرد و همواره خود را پشت والدین پنهان میکنند تا آنها مشکلاتش را برطرف کنند.
از تکنیک حواس پرتی و یا جایگزین کردن فعالیت لذت بخش دیگری که ذهن کودک معطوف به آن شود استفاده کنید.
اگر دعو بین دو کودک شدید بود، تنها آنها را جدا کنید و اطلاع دهید که فعلاً اجازه بازی با هم را نخواهند داشت.
اگر دعوا سر وسیلهای بود میتوانید از تکنیک توقیف اسباب بازی استفاده کنید و بگویید، تا زمانی که اجازه بازی کردن با هم را ندارید نمیتوانند از آن وسیله هم استفاده کنید.
هر زمان که اوضاع آرام شد راجع به درگیری و نحوه مدیریت آن به کودک خود آموزشهای لازم را ارائه دهید تا از وقوع مجدد درگیری پیشگیری کرده باشید.
با وجود بهترین تلاش های والدین برای شناخت نوجوان خود، برخی اوقات به نظر می رسد مشکلات نوجوان شان برای آنها غافلگیر کننده است. در مواجهه با مشکلات رفتاری و هیجانی (مانند رفتارهای پرخطر غیر قابل کنترل) باید حتماً از روانشناس متخصص کودک و نوجوان کمک بگیرید.
وقتی متوجه دروغگویی در کودکتان شدید ناراحت، عصبانی، مضطرب یا مستاصل نباشید، خیلی وقتها مساله سادهتر از چیزی است که فکر میکنید. لازم نیست خودتان را به خاطر شنیدن این دروغ از فرزندتان سرزنش کنید. این موارد در تربیت هر کودکی پیش میآیند و لزوماً شما مقصر نیستید، بهترین راهکارهای برای رفتار مناسب با دروغگویی در کودکان عبارتند از:
واکنش هیجانی نشان ندهید: نصیحت کردن، شرمسار کردن، سرزنش کردن، تنبیه و یا طرد کردن او بدون تصمیمگیری واقعبینانه هم باعث تکرار رفتار کودک میشود و هم شما را در نظر او فردی بیمنطق جلوه میدهد.
علت دروغگویی کودک را شناسایی کنید: حتماً لازم نیست برای این کار، کودک را سوالپیچ کنید. به مواردی در بالا توضیح دادیم توجه کنید. گاهی رجوع به رفتارهای خودتان، پاسخ را به شما میدهد. مثلاً اگر همیشه فرزندتان را از خوردن شیرینی منع میکنید، طبیعی است که بدون اجازه شما شیرینی بردارد و دروغ بگوید.
انتظارات خود را متناسب با سن و تواناییهای کودک تعیین کنید: شناخت کافی از مراحل رشدی کودک به شما کمک میکند درک واقعبینانهای از توانمندیهای کودک داشته باشید. والدین پرتوقع که بسیار بیشتر از سن فرزندشان از او انتظار دارند، بچههایی دارند که بیشتر از بقیه بچهها به دروغگویی متوسل به دلیل اینکه نمیتوانند انتظارات والدین را برآورده کنند و مجبور میشوند راه فراری برای خود پیدا کنند.
دروغگویی کودک را به رویش نیاورید: اگر متوجه شدید فرزندتان در مورد موضوعی به شما دروغ گفته، دروغگویی او را علنی نکنید، این کار فقط حد و مرز بین شما را پایمال میکند و باعث میشود کودک وارد فاز لجبازی با شما شود، در عوض با ملایمت رفتار کنید و به او فرصت دهید هر وقت آمادگی داشت، حقیقت را به شما بگوید.
همیشه حقیقت را به کودک بگویید: به جای اینکه به کودک بگویید بستنی نداریم، بگویید اجازه نداری قبل از شام بستنی بخوری. با گفتن دروغ به او یاد میدهید هر وقت چیزی مطابق میلش نبود، دروغ بگوید.
توجه مورد نیازش را به او بدهید: کوچکترین رفتارهای مثبت کودک را مورد توجه قرار دهید و تشویقش کنید، مثلاً در طول روز چند بار از این جملات استفاده کنید «چقدر خوب با اسباببازیهات بازی کردی» یا «حواسم بود که امروز اتاق رو بعد از بازی مرتب کردی، مامان بهت افتخار میکند» به این طریق شما توجه مثبت کافی به او میدهید که نخواهد به شیوههای منفی جلب توجه کند.
با او رابطه نزدیک برقرار کنید: از چنین عباراتی استفاده کنید «میدونم که دوست نداری تنبیه شوی، اما از اینکه گلدان شکسته، خیلی ناراحت هستم.»
از برچسب دروغگو زدن به کودک اجتناب کنید و با این واژه او را خطاب نکنید.
رفتار مشخصی داشته باشید: اینکه گاهی لبخند بزنید و گاهی کودک را به شدت تنبیه کند، باعث میشود فرزندتان نداند با چه سبک تربیتی مواجه است و اضطراب شدیدی را تجربه کند.
برای آشکار کردن دروغ کودک او را امتحان نکنید: پرسش از مسألهای که خودتان از قبل پاسخ آن را میدانید، در واقع او را در تنگنا قرار میدهد که یا دروغ بگویید و خودش را رها کند و یا حقیقت را بگوید و تنبیه شود.
کودک را سوال پیچ کردن یا بازجویی نکنید: با طرح چند سوال کوتاه سعی کنید واقعیت یا بخشی از آن را از کودک بشنوید.
واکنش افراطی از خود نشان ندهید: عصبانیت شما در او ایجاد ترس میکند و باعث میشود بیشتر دروغ بگوید.
از این کلمات یا عبارتهای مشابه استفاده نکنید: از واژههایی مثل شوخی میکنی، دروغ نگو و یا الکی میگی، راست میگی، بگو به جون مامان، استفاده نکنید.
از راستگویی استقبال کنید: در قبال آن کودک را تشویق کنید. والدین باید در عمل به کودک نشان دهند، زمانی که حقیقت را بیان میکند، بیشتر مورد توجه آنها قرار میگیرد. میتوانید به خاطر راستگویی از تنبیه کودک کم کنید و تنبیه ملایمتری برایش در نظر بگیرید تا بداند گفتن حقیقت میتواند بهتر از دروغ گفتن باشد.
برای جبران عمل و آموختنش از اشتباه به او فرصت دهید: مثلاً اگر وسیلهای را خراب کرده، مقداری از پول توجیبیاش را برای جبران خسارت وارده بگیرید.
اصول تنبیه را رعایت کنید: اگر میخواهید کودک را تنبیه کنید، تنبیهی متناسب با سن و نوع عمل در نظر بگیرید. تنبیه نباید شامل چیزهایی که مدتها برای آن برنامهریزی کرده باشد. مثلاً اگر اتاقش را مرتب نکرده، او را از شرکت در جشن تولد دوستش که یک ماه برای برای آن برنامهریزی کرده محروم نکنید. به علاوه لازم نیست تنبیه را پیش والد دیگر بازگو کنید، تنبیه چیزی است که بین شخص شما و کودک است و لازم نیست کس دیگری از آن باخبر شود.
برای کودک خود الگوی مناسبی باشید: الگویی از صداقت باشید تا رفتار منفی را از شما الگوبرداری نکند.