سایت رواننشاسی کودک و نوجوان

مشاوره روانشناسی کودک و نوجوان -بازی درمانی - قصه درمانی

سایت رواننشاسی کودک و نوجوان

مشاوره روانشناسی کودک و نوجوان -بازی درمانی - قصه درمانی

سبک های فرزندپروری

سبک فرزندپروری مستبدانه

این سبک تربیتی توسط والدینی صورت می‌گیرد که کنترل زیادی روی رفتار فرزند خود دارند و در عوض محبت کمی را به او می‌دهند. این والدین معمولا قوانین انعطاف‌ناپذیری برای فرزند خود وضع می‌کنند و از او توقع دارند منضبط و حرف گوش‌کن باشد. این والدین به احساسات و هیجانات کودک خود چندان توجهی ندارند و بیش از آنکه شرایط فرزند خود را در نظر بگیرند، برایشان مهم است فرزندشان هر آن‌چه می‌‌خواهند را انجام دهد.

این والدین معمولا برای انتظاراتی که از کودک خود دارند به او توضیحات کافی نمی‌دهند، نظر کودک را نمی‌پرسند و او را در تصمیمات خود داخل نمی‌کنند. برای مثال اگر کودک بگوید چرا باید این کار را انجام دهم، والدین می‌گویند: چون من می‌گویم، چون باید انجام دهی، فضولی‌اش به تو نیامده و…

ویژگی‌های این سبک به صورت خلاصه به شرح زیر است:

  • کنترل‌گری و انتظار بالا
  • ابراز محبت پایین
  • حمایت پایین
  • وجود قوانین بدون انعطاف
  • تنبیه و مجازات
  • ارتباط یک طرفه از والدین به کودک هم

سبک سهل‌گیرانه

در این این سبک والدین کنترل کمی روی فرزند خود دارند و در عوض محبت زیادی را به او ارزانی می‌دارند. این والدین بیش از آنکه یک ناظر بر اعمال کودک خود باشند، یک دوست و در کنار او هستند. این والدین تلاش زیادی برای اصلاح رفتارهای ناپسند کودک خود انجام نمی‌دهند و قوانین و انتظارات خاصی را به کودک خود تحمیل نمی‌کنند. فرزندانی که با این سبک تربیت می‌شوند به ندرت مورد تنبیه قرار می‌گیرند و والدین از خطاهای آن‌ها راحت‌تر می‌گذرند. کودکانی که با این سبک تربیت می‌شوند ممکن است کمی لوس بار بیایند و یا رفتارهای نابهنجار خود را در بزرگسالی نیز ادامه دهند.

به طور خلاصه ویژگی‌های این سبک فرزندپروری به شرح زیر است:

  • کنترل و نظارت پایین
  • محبت زیاد
  • نبود تنبیه و مجازات
  • انتظار پایین از فرزند
  • حمایت بالا

سبک فرزندپروری طردکننده

این والدین اصطلاحا فرزند خود را به امان خدا رها کرده‌اند. این والدین نظارت کمی بر رفتارهای کودک خود دارند، قوانین خاصی را برای کودک خود وضع نمی‌کنند و مدام او را کنترل نمی‌کنند. اما از طرف دیگر، محبت چندانی نیز به فرزند خود نشان نمی‌دهند و حمایت و پشتیبانی زیادی از او ندارند.

کودکانی که با این سبک تربیت می‌شوند استعداد بیشتری برای ابتلا به اختلالات روانی و آسیب‌های اجتماعی دارند. این کودکان معمولا عزت نفس و اعتماد به نفس پایینی دارند و به صورت درستی از هیجانات خود آگاهی ندارند. این نوجوانان متاسفانه با روانشناس نوجوانان و جوانان هم سخت‌تر از دیگران ارتباط برقرار می‌کنند.

به طور خلاصه ویژگی‌های سبک طردکننده به صورت زیر می‌باشد:

  • کنترل و نظارت پایین
  • محبت و علاقه پایین
  • نبود ارتباط دوستانه
  • کمبود آموزش‌های لازم به فرزند
  • انتظارات پایین
  • نبود تنبیه و مجازات
  • عدم مراقبت مناسب
  • ارتباط محدود

سبک فرزندپروری مقتدرانه

در این سبک تربیتی والدین خود را مسوول تربیت کودک می‌دانند، نظارت و مراقبت کافی بر رفتارهای کودک دارند، آموزش‌های مختلفی به کودک خود می‌دهند و قوانین و حساسیت‌های زیادی برای او وضع می‌کنند، اما با این حال احساسات کودک خود را در نظر می‌گیرند، اگر قانونی برای او وضع کنند دلیل آن را توضیح می‌دهند، با او برخورد دوستانه و نزدیک دارند، به او محبت می‌ورزند و همیشه در کنار کودک خود هستند. به عبارت دیگر این والدین هم انتظارات بالایی از فرزند خود دارند و هم تلاش می‌کنند شرایط برآورده شدن این انتظارات را مهیا کنند.

به صورت خلاصه ویژگی‌های این سبک تربیتی به شرح زیر است:

  • نظارت والدین
  • قوانین مشخص
  • توضیح قواعد و انتظارات
  • انتظارات بالا از کودک
  • ارتباط با کودک
  • حمایت از کودک

دلبستگی

سبک‌های دلبستگی

واژه دلبستگی بارها به گوش همه ما خورده است و همه ما تصوری از دلبستگی داریم. معمولا از این واژه برای وابستگی‌های احساسی خودمان استفاده می‌کنیم. مثلا دلبسته مکان، فرد یا حرف خاصی می‌شویم. اما در این‌جا مراد از دلبستگی، نوع ارتباط کودک با والد و مراقب خود است که از سبک‌های فرزندپروری نشات می‌گیرد. این سبک‌های دلبستگی در کودکی شکل می‌گیرند، اما اثرات پایداری بر بنیان شخصیتی کودک برجا می‌گذارند.

 

 

مفهوم دلبستگی

مفهوم دلبستگی و تعلق را نخستین بار جان بالبی مطرح کرد. از نظر او دلبستگی ارتباط بین دو نفر است. او دلبستگی را این‌چنین تعریف کرده است: ارتباط روانی پایدار بین دو انسان. به نظر او پیوندهای اولیه بین کودک و پرستارش، تاثیر فوق العاده‌ای دارد و در طول زندگی ادامه می‌یابد و دلبستگی باعث نزدیک نگاه داشتن فرزند به مادر می‌شود و بدین ترتیب، احتمال بقای کودک را افزایش می‌دهد. بحث اصلی نظریه دلبستگی این است که مادران هرچه بیشتر در دسترس فرزندان بوده و نیازهای کودکانشان را برآورده کنند، احساس امنیت بیشتری را در او به وجود می‌آورند.

دلبستگی در واقع پیوند عاطفی عمیقی است که با افراد خاص در زندگی خود برقرار می‌کنیم، به گونه‌ای که تعامل با آنان به احساس نشاط و شعف می‌انجامد و هنگام استرس از این که آن‌ها را در کنار خود داریم احساس آرامش می‌کنیم. جان بالبی با توجه به رفتار مادر با فرزند، سبک‌های دلبستگی را اینگونه تقسیم‌بندی می‌کند:

دلبستگی ایمن

هنگامی که مراقبت مادر در هنگام تولد نوزاد صحیح باشد تا بتواند نیازهای کودک را برآورده کند، علاوه‌بر ایجاد اطمینان در کودک نسبت به اطرافش برای جستجوی ایمن، باعث ایجاد ارتباط و تعامل احساسی مثبت بین مادر و کودک نیز می‌شود که در واقع می‌تواند به ایجاد سلامت کودک در آینده کمک کند. نشانه دلبستگی ایمن در دوران کودکی این است که پس از جدا شدن مادر، این کودکان دلبستگی روشنی نشان می‌دهند. وقتی مادر آن‌ها را ترک می‌کند، با مادر تماس می‌گیرند، اورا دنبال می‌کنند و سرانجام گریه می‌کنند. هنگامی‌که مادر می‌رسد آن‌ها خوشحال هستند و اورا بغل می‌کنند و می‌خواهند با ارتباط فیزیکی داشته باشند. این کودکان با سلامت روان بیشتری بزرگ می‌شوند و سبک دلبستگی آن‌ها در بزرگسالی‌شان خود را نشان می‌دهد. ویژگی کلی افراد با دلبستگی ایمن به این شرح است:

  • اعتماد به خود
  • اعتماد به دیگران
  • برخورداری از توان اکتشاف گری
  • ویژگی‌های ارتباطی مثبت و خرسندی
  • تفسیر مثبت از حوادث و حفظ حس خوشبینانه
  • تبدیل تهدید‌ها به چالش

این افراد روابط پایدار و قابل اعتمادی دارند. از خودباوری برخوردار هستند و می‌توانند احساساتشان را به راحتی با دوستانشان به اشتراک بگذارند و حمایت اجتماعی را نیز جستجو می‌کنند.

دلبستگی ناایمن

این سبک دلبستگی به خاطر عدم توانایی مادر در برآورده کردن نیازهای اولیهفرزندش شکل می‌گیرد. کودکانی که با سبک دلبستگی ناایمن بزرگ می‌شوند در بزرگسالی بیش از اندازه خواهان رابطه و صمیمت بوده و اگر انتطار آنان برآورده نشود عصبی و پرخاشگر می‌شوند.

دلبستگی ناایمن اجتنابی

زمانی که مادر از نظر عاطفی در دسترس نبوده و یا در ابراز علاقه و محبت ناتوان و غافل است، فرد به سبک ناایمن اجتنابی دچار می‌شود. بزرگسالانی که با این سبک دلبستگی رشد کرده اند، در برقراری روابط صمیمانه و نزدیک با دیگران مشکل دارند. به روابط اجتماعی و عاشقانه کم علاقه هستند و در به اشتراک گذاشتن افکار و احساساتشان با دیگران می‌تواند گفت که ناتوان یا بی‌میل هستند. این افراد معمولا در صورت خاتمه یافتن یک رابطه زیاد ناراحت نمی‌شوند و با بهانه‌هایی مثل درگیری‌های کاری از برقراری روابط نزدیک اجتناب می‌کنند. بزرگسالان با سبک دلبستگی اجتنابی نیز بیشتر تمایل به روابط جنسی اتفاقی و تصادفی دارند.

دلبستگی ناایمن دوسوگرا

زمانی که مادر در برقراری پیوند عاطفی با فرزندش رفتاری غیرثابت دارد، فرزند او دچار دلبستگی ناایمن دوسوگرا می‌شود. فرزند او نیز همان الگوی دوسوگرایی با مادرش را با دیگر افراد اجرا می‌کند. بزرگسالان با سبک دلبستگی دوسوگرا، نسبت به نزدیکی با دیگران بی میل هستند. آن‌ها از این که طرف مقابل آن‌ها را واقعا دوست نداشته باشد نگران هستندو هنگام خاتمه یافتن یک رابطه پریشان و آشفته هستند.

دلبستگی ناایمن آشفته

زمانی که نیازهای کودک نادیده گرفته شود و در پاسخ‌های مادر به رفتارهای دلبستگی ترس وجود دارد، فرد دچار سبک دلبستگی ناایمن آشفته می‌شود. افراد با این سبک دلبستگی، مجموعه ای از ویژگی‌های افراد با سبک‌های دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا دارند. این الگو معمولا در کودکانی که در معرض مشکلات بالینی قرار دارند و یا آن‌هایی که تجربه ضربه درونی مثل از دست دادن والدین، جدایی از والدین یا مورد سواستفاده قرار گرفته شدن را دارند مشاهده می‌شود.

آسیب دنیای مدرن به کودکان


کتاب و علاقه به کتابخوانی از جمله عادت‌هایی به شمار می‌آیند که از دوران کودکی باید پایه‌های آن‌ها پی ریزی شود. بی اغراق بسیاری از عادت‌های ما در دوران کودکی شکل می‌گیرند. عادت‌هایی که بسیار قوی تر از عادت‌هایی خواهند بود که در دوران بزرگسالی به آن‌ها توجه خواهد شد. از همین رو پایدارتر هم خواهند بود.

حالا این که چرا در چنین شرایطی و با توجه به اهمیت این مسئله باز هم برخی از والدین به جای صرف زمان کافی برای فرزندانشان آن‌ها را با وسایل و ابزاری سرگرم می‌کنند که به هیچ وجه جای کتاب را نمی‌گیرد جای بحث و بررسی دارد. متاسفانه بسیاری از پدر و مادرهای امروز به علت مشغله‌های کاری ترجیح می‌دهند به جای آن که کتاب در دست گرفته و برای کودکانشان بخوانند آن‌ها را با سرگرمی‌هایی همچون تماشای انواع و اقسام لوح‌های فشرده مشغول سازند. کودک زمانی که پای رایانه یا تلویزیون به تماشای این سرگرمی‌های دیجیتالی می‌نشیند؛ از پدر و مادر دور شده و کمتر بهانه گیری می‌کند. از همین رو این لوح‌های فشرده و ابزارها برای مادرها به نوعی حکم پرستار بچه را پیدا می‌کنند و فرصت بیشتری برای انجام کارها در اختیار پدر و مادرها قرار می‌دهد. پدر ومادری که هر دو شاغل هستند به طور قطع زمانی که به منزل باز می گردند آن قدر خسته هستند که فرصت و حوصله ای برای ایفای نقش خود ندارند. به همین دلیل ترجیح می‌دهند از طریقی کودکانشان را سرگرم کرده و زمانی برای پرداختن به دیگر کارهای خود پیدا کنند. این مشغولی‌ها یکی از مهم‌ترین دلایل روی آوردن بی حد و اندازه به این لوح‌های فشرده و ابزارهای سرگرمی است.

توصیه به این قبیل خانواده‌ها این است که اگر نمی‌توانند یا قادر نیستند به خوبی به عنوان پدر و مادر به ایفای نقش بپردازند؛ حداقل با دقت بیشتری به خرید این محصولات بپردازند. متاسفانه در بسیاری از اوقات در خرید این محصولات انتخاب صحیحی صورت نمی‌گیرد. والدین بدون آن که اطلاع درستی از محتویات این وسایل سرگرمی که لوح‌های فشرده در صدر آن‌ها قرار دارند داشته باشند؛ دست به خرید آنها می‌زنند. باز هم تاکید می‌شود اگر فرصت آن را ندارید که برای فرزندتان کتاب خریده و همراه آن‌ها بخوانید حداقل با دقت بیشتری این لوح‌های فشرده را خریداری کنید. این که بنشینید ببینید لوحی که قرار است فرزندتان به تماشای آن بنشیند چیست؛ زمان چندانی لازم ندارد. محتویات بسیاری از این لوح‌ها حتی ممکن است منجر به مسموم شدن فکر و ذهن آن‌ها شود.

اغلب خانواده‌های جوان ایرانی این روزها تنها صاحب یک فرزند هستند. بنابراین این لوح‌ها به نوعی حکم خواهر و برادر نداشته آن‌ها را هم بازی می‌کند. به همین دلیل در صورتی که در انتخاب آن‌ها دقت عمل چندانی صورت نگیرد منجر به وارد کردن آسیب‌های جبران ناپذیری به مخاطبانشان خواهند شد. اگر شما که هم اکنون این مطلب را می‌خوانید یکی از همین پدر و مادرها هستید؛ شاید بد نباشد که کمی به تامل در این زمینه بپردازید. خوب فکر کنید و ببینید اگر کودک شما در برقراری تعامل با دیگران دچار مشکل است، اگر کودک شما گوشه گیر است و خیلی موارد دیگر؛ شاید تقصیر از شما است. از شمایی که زمان چندانی برای کودک خود ندارید. آنقدر که حتی زمان اندکی برای کتاب خواندن در کنار فرزندتان هم در نظر نمی‌گیرید.

این موارد تنها بخشی از مشکلاتی است که دور شدن از کتاب و مطالعه و از همه بدتر جایگزین کردن آن با سرگرمی‌های دیگر برای کودکان به ارمغان می‌آورد. این‌ها بخشی ازآسیب های دنیای مدرن به کودکان امروز است. آن هم کودکانی که قرار است سازندگان فردای جهان باشند.

در ذهن خود پدر و مادری را تصور کنید که کتاب در دست گرفته و کنار کودک خود به مطالعه آن می‌پردازند. کودک که از شنیدن داستان به شوق آمده کمی به والدین خود نزدیک تر شده و با آنها به تماشای عکس‌های کتاب می‌پردازد. این مسئله علاوه بر آن که منجر به شکل دادن به عادت مطالعه در کودکان از همان سنین کودکی می‌شود؛ منجر به برقراری ارتباط بهتر با والدین و برطرف شدن نیازهای آن‌ها هم می‌شود. متاسفانه عادت مطالعه به سبب بی توجهی والدین روز به روز در حال کم رنگ تر شدن است. شاید اگر بگوییم در حال از میان رفتن است هم چندان اغراق نکرده باشیم. این اتفاق خوبی نیست که ما بچه‌هایمان را به سبب سرگرم کردن با انواع و اقسام سرگرمی‌های نوین و دیجیتالی از لذت کتاب خواندن محروم کنیم. زمانی برای فرزندمان کتاب می‌خوانیم یا آن‌ها را به مطالعه تشویق می‌کنیم به آن‌ها در پروراندن قدرت تخیلشان کمک می‌کنیم. زمانی که کودک داستانی را با استفاده از گوش‌هایش می‌شنود قادر به تصویرسازی آن‌ها در ذهن خود خواهد بود. می‌تواند شخصیت‌های داستان مورد نظر را همان طور که می‌خواهد در ذهنش ساخته و پرداخته کند. می‌تواند آن‌ها را همان طور که می‌خواهد در دنیای خیالش به تصویر بکشد. در صورتی که والدین کودکان خود را از مطالعه محروم سازند؛ آن‌ها را از این دنیای عظیم محروم خواهند کرد. ما با این کار قدرت خلاقیت را از بچه‌ها می‌گیریم.

عادت دادن بچه‌ها به استفاده افراطی ازاین لوح‌های فشرده منجر به اعتیاد الکترونیکی آنها می‌شود. اعتیادی که دست کمی از دیگر اعتیادهای مخرب ندارد. اعتیادی که اگر فکری به حالش نکنیم تمام کودکان ما را گرفتار خواهد کرد.

از همین رو است که برای کتاب در خانواده‌ها باید جایگاه ویژه ای قائل شد. کتاب باید جایگاه خاص خودش را پیدا کند. جایگاهی که متاسفانه امروز بسیاری از ما از آن غافل شده‌ایم. تمام حرف من با پدر و مادرهای جوان این است که اگر در استفاده از این ابزارها ناچار هستید؛ حداقل زمان استفاده از آن را برای کودکانتان محدود کنید و تا حد امکان کتاب را جایگزین آن‌ها کنید.

استفاده از بسیاری از این ابزارهای دیجیتالی در دراز مدت منجر به بروز برخی از نابهنجاری‌هایی می‌شود که ما در مطالعه هیچگاه با آن‌ها روبه رو نخواهیم شد. توجه به کتاب و کتابخوانی آن قدر مهم است که می‌توان به کمک آن بسیاری از اختلالات کودکان و حتی بزرگسالان را برطرف کرد. شاید اگر خانواده‌ها و پدر و مادرها می‌دانستند که با مطالعه چه کارهایی می‌توان کرد زمان بیشتری را به آن اختصاص می‌دادند.

روانشناسی بازی کودکان


روانشناسی بازی کودکان گاها حتی به مباحث بیولوژیکی و ژنتیکی هم مرتبط میشود . در یک مقاله آمریکایی شواهدی نشان داده شد که بر اساس تحقیقات انجام شده بر روی موشها و چندی از پریمات ها ، هنگامی که حیوانات جوان تشویق به بازی میشوند شایستگی های اجتماعی ، شناختی و مقررات عاطفی در ابعاد زندگیشان بهبود میابد . تجربه بازی حتی باعث میشود آنها با موقعیت های غیر منتظره سازگار تر باشند . تصور کنید این صحبت ها بر روی یک انسان هوشمند مثل انسان ، تا چه حد میتواند اثر گذار باشد . بطور کل در روانشناسی بازی کودکان ، بازی ابزار پیشرفت توسعه مناطق کنترل سایر سیستم های عصبی بدن در مغز است .

روانشناسی بازی کودکان نشان داده که گاها بازی اثرات جالبی بر کودک دارد . مثلا بازی هایی که در چارچوب قوانین خاصی اجرا میشوند باعث میشوند کودک بتواند از این قوانین ، اطاعت کردن را یاد بگیرد . با این نوع بازی ها کودک کنترل بیشتری بر روی خودش خواهد داشت و یاد میگیرد که بخوبی در آینده بعنوان یک بزرگتر قانونمدار ظاهر شود . این اثرات در بازی هایی مثل فوتبال بطور مثال دیده میشود . بازی فوتبال یک بازی گروهی در چارچوب قوانین و وقت خاصی است که به کودک حتی وقت شناسی را هم آموزش میدهد . سعی کنید کودک را با این دست بازی ها و ورزش ها سرگرم کنید .




روانشناسی بازی کودک

روانشناسی بازی کودک  نشان داده که در گونه های مختلف جانداران من جمله انسان بازی میتواند اثراتی مثل از بین بردن تنش های اجتماعی و خاتمه دادن به روابط سلطه جویانه و خودخواهانه داشته باشد . در تحقیقات انجام شده بر روی موشها با توجه به روانشناسی بازی آن دسته از موشها که در ابتدای تولد بازیگوش ترند و تعامل بیشتری از نظر بازی کردن با همنوعان خود دارند بسیار با بقیه انواع منفعل همنوعان متفاوت اند . این تحقیقات بر انسان نیز صادق است . هنگامی که کودکان بعنوان مثال کودکان کار از بازی محروم میشوند یا کودکانی که در انزوای اجتماعی به سر میبرند کمبودهای فیزیکی و شیمیایی در مغز آنها ، اختلالات رفتاری مرتبط با عملکرد کنترل اجرایی را نشان میدهد .




اثرات عدم وجود بازی در زندگی کودک

در روانشناسی بازی کودک این دسته از کودکان که از بازی محرومند اضطراب بیش از حد در شرایط استرس زا از خود نشان میدهند این کودکان در وجود خود تنش های بسیاری دارند و ثبات و آرامش کمتری از خود نشان میدهند . آنها کمتر قادر به هماهنگی با یک شریک یا همکار هستند و حتی در زمینه های جنسی و غیر جنسی نیز مشکلات فراوان دارند . با توجه به مبحث روانشناسی بازی این کودکان در آینده والدین موفقی نمیشوند و از لحاظ عاطفی و فکری والدینی بسیار ویرانگر محسوب میشوند . بازی به کودکان نکات اخلاقی ، قانونی و مشارکتی بسیاری می آموزد و کودک را از نظر روحی به فرد سالم تری تبدیل میکند و قسمت های مربوط به هماهنگی مغز را گسترش میدهد .





کتاب روانشناسی بازی کودک

کتاب روانشناسی بازی کودک از ابزاری است که امروزه به والدین دغدغه مند در مبحث روانشناسی بازی کودکان کمک های بسیار میکند . در این مبحث چندین کتاب معرفی میکنیم که  در  روانشناسی کودک  کمک های بسیاری به والدین خواهد کرد . این کتاب ها با بهرمندی از نتایج تحقیقات انجام شده پزشکان و روان پزشکان این عرصه نقش مهمی در کمک به والدین ایفا میکنند . کتبی مثل :

  • از بازی تا یادگیری ، اثر ارنست ات
  • انسان و بازی ، اثر روژه کیوا
  • بازی های تقویت کننده مهارت های اجتماعی کودکان ، اثر دی بورا ام پلومر
  • بازی درمانی ، اثر ویرجینیا اکسلاین

با تحقیقات بیشتر در این زمینه میتوانید از انواع بیشتر کتاب روانشناسی بازی کودک بهرمند شوید . باید بدانید که انسان در چنین مباحثی نیاز به راهنمایی و مشاوره دارد و خود به تنهایی نمیتواند همه چیز را مدیریت کند .

مسئولیت پذیری نوجوان


اولین سؤالی که باید به آن جواب بدهیم این است که مسئولیت پذیری برای نوجوان چه اهمیتی دارد؟ بسیاری از پدر و مادرها تمام مسئولیت‌های فرزندشان را برعهده می‌گیرند و از آن‌ها هیچ توقعی ندارند. خیلی از این والدین تصور می‌کنند وقتی فرزندشان به بزرگسالی رسید و زندگی مستقل خودش را شروع کرد مسئولیت پذیری را یاد خواهد گرفت. اما واقعیت این است که این نوجوانان در آینده مشکلات بسیاری را در جامعه و در ارتباط با دیگران تجربه می‌کنند. پس اگر می‌خواهید فرزندتان را برای بزرگسالی آماده کنید مسئولیت‌پذیری یکی از ویژگی‌هایی است که او باید از شما یاد بگیرد.

یکی دیگر از فایده‌های مسئولیت‌پذیری افزایش اعتمادبه‌نفس در نوجوان است. وقتی فرزند شما به این نتیجه برسد که می‌تواند کارهای مختلفی را انجام بدهد؛ و به عبارتی توانایی اداره خودش را دارد طبیعتاً اعتمادبه‌نفس او بیشتر خواهد شد. همین موضوع می‌تواند تأثیر بسیاری روی سایر جنبه‌های زندگی او نیز داشته باشد.

آموزش مسئولیت پذیری به نوجوان

تقویت رفتارهای مناسب

اولین و ساده‌ترین روش برای اینکه نوجوانی مسئولیت‌پذیر داشته باشید تقویت این رفتار است. زمانی که فرزندتان کارهایش را به‌درستی انجام می‌دهد او را تشویق کنید. این تشویق می‌تواند از یک تشکر زبانی تا اینکه به او اجازه بدهید زمان‌هایی را با دوستانش بگذراند و یا هر چیز دیگری که فرزندتان را خوشحال می‌کند متفاوت باشد. مهم این است که نوجوان به این تصور برسد که اگر وظایفش را به‌درستی انجام بدهد می‌تواند به خواسته‌هایش برسد.

مسئولیت پذیری نوحوان با روبرو شدن با پیامد رفتارها

یکی از بهترین راهکارها برای آموزش مسئولیت پذیری به نوجوان این است که اجازه بدهید پیامد رفتارش را ببیند. برای مثال اگر او لباس‌هایش را مرتب نمی‌کند نباید این کار را به جای او انجام بدهید. اجازه بدهید حداقل یک‌بار با لباس‌های کثیف یا نامرتب وارد جامعه بشود. به‌این‌ترتیب نوجوان یاد خواهد گرفت که هر رفتاری پیامد خاصی دارد. در نتیجه تلاش خواهد کرد تا خودش را از پیامدهای منفی دور کند.

تقویت اعتمادبه‌نفس نوجوان

اگر می‌خواهید نوجوانی مسئولیت‌پذیر داشته باشید باید اعتمادبه‌نفس آن‌ها را بالا ببرید. بسیاری از مواقع نوجوانان تصور می‌کنند که نمی‌توانند کاری انجام بدهند. و همین موضوع باعث می‌شود که در کارهایشان به شما تکیه کنند. پس اگر می‌خواهید فرزندتان مسئولیت کارهایش را به عهده بگیرد این باور را در او ایجاد کنید که فردی توانمند است. برای این کار بهتر است توانایی‌های فرزندتان را به او نشان بدهید. یا زمانی که یک کار را حتی ناقص و با اشتباه انجام می‌دهد به‌جای ایراد گرفتن او را تشویق کنید.

داشتن انتظارات شفاف

یکی از دلایل اینکه فرزندتان مسئولیت‌پذیر نیست انتظارات شما هستند. وقتی بیش از توانایی فرزندتان از او توقع داشته باشید، یا زمانی که دقیقاً به او نمی‌گویید چه مسئولیت‌هایی دارد نباید انتظار داشته باشید که او بتواند کاری انجام بدهد. این شرایط تنها باعث گیج شدن فرزند شما می‌شود. برای بالابردن مسئولیت پذیری نوجوان وظایف او را شفاف برایش توضیح بدهید.

وظایف مختلفی برای نوجوان در نظر بگیرید

اینکه شما از فرزندتان بخواهید که کارهای مختلفی انجام بدهد بهترین راه برای تقویت مسئولیت‌پذیری است. این کارها می‌تواند از مسئولیت‌های داخل خانه تا شرکت در خیریه‌ها و گرفتن مسئولیت بعضی امور در جامعه متفاوت باشد. این کار شما باعث می‌شود فرزندتان به‌جای شما با اجتماع روبرو شود. و همین موضوع می‌تواند تأثیر بسیاری در یادگیری مسئولیت‌پذیری داشته باشد.

برای مسئولیت پذیری نوجوان الگوی خوبی باشید

فرزند شما بیش‌تر از هر کس دیگری از شما یاد خواهد گرفت. پس اگر می‌خواهید نوجوانی مسئولیت‌پذیر داشته باشید اولین شرط آن این است که خودتان مسئولیت کارهایتان را به عهده بگیرید. در غیر این صورت مطمئن باشید که او نیز درست مانند خودتان رفتار خواهد کرد.

آموزش کنترل احساسات

یکی از مشکلات بر سر راه مسئولیت پذیری نوجوان احساسات منفی هستند. همه ما وقتی حال روحی خوبی نداشته باشیم دوست نداریم کاری انجام بدهیم. به همین خاطر است که آموزش کنترل احساسات منفی به نوجوان بسیار اهمیت دارد. فرزند شما باید این را یاد بگیرد که داشتن یک روز سخت در مدرسه یا نگرانی از امتحان فردا دلیل خوبی برای انجام ندادن کارهایش نیستند.

تهیه لیست و برنامه‌ریزی برای کارها

همان‌طور که گفتیم هرچقدر انتظارات شما از فرزندتان واضح‌تر باشد به مسئولیت‌پذیری او بیشتر کمک می‌کنید. به همین خاطر تهیه لیست از کارهایی که فرزندتان می‌بایست انجام بدهد بسیار مهم است. در یک زمان مناسب با کمک فرزندتان فهرستی از کارهایی که او باید انجام بدهد تهیه کنید. به‌علاوه برای مدیریت زمان و برنامه‌ریزی انجام این کارها نیز به او کمک کنید. این رفتار باعث می‌شود فرزندتان به‌خوبی متوجه باشد که در هر زمانی باید چه کاری انجام بدهد.

تشویق نوجوان به کارکردن

کارکردن یکی از بهترین روش‌هایی است که مسئولیت‌پذیری را به هرکدام از ما آموزش می‌دهد. پس می‌توانید از این روش برای تربیت فرزند خود استفاده کنید. انجام کارهای ساده در اوقات فراغت علاوه بر اینکه به فرزندتان برای داشتن درآمد و استقلال کمک می‌کند باعث خواهد شد تا او مسئولیت‌پذیری در قبال اجتماع را به‌خوبی یاد بگیرد.

دیگران را مقصر ندانید

یکی از رفتارهای اشتباه نوجوانان و همین‌طور بسیاری از پدر و مادرها این است که دیگران را مقصر مشکلات می‌دانند. برای مثال وقتی فرزند شما در مدرسه نمره خوبی نمی‌گیرد مقصر دانستن معلم برای گرفتن امتحان سخت و یا درس دادن نامناسب کمکی به مسئولیت پذیری فرزند نوجوان شما نخواهد کرد. همیشه و در هر اتفاقی که می‌افتد به جای مقصر دانستن اطرافیان مسئولیت‌ها و اشتباه‌های فرزندتان را به او یادآوری کنید.



مشاوره نوجوان در تهران

گوش دادن موثر راه ایجاد ارتباط با نوجوانان


 هنگامی که گفت و گو ها شروع به جریان می کنند، والدین باید به نوجوانان اجازه دهند که حرفشان را بیان کنند.

این راهی اساسی در ساختن رابطه قوی با نوجوانان میباشد. این روند به آن ها اجازه می دهد تا گفت و گو را در مسیری که می خواهند انجام دهند.

گوش دادن به صحبت های نوجوانان، فرصتی را جهت تخلیه آنچه که در ذهن آن ها می باشد هم فراهم می کند.

متخصصین بیان میکنند که این روش از بهترین اقدامات برای  درمان افسردگی نوجوانان میباشد.


همچنین پاسخ دادن به آن ها با نظرات و سوالات مناسب و حتی تشویق آن ها به تفسیر نیز بسیار مفید است.

گوش دادن در حین مکالمات دشوار و حساس، به طور باورنکردنی بسیار مهم است.

والدین باید سعی کنند با ذهن باز به نوجوانان خود گوش دهند، و اگر نوجوان شان با مشکل مواجه شدند به طور سازنده پاسخ دهند.

هنگامی که نوجوان کار اشتباهی انجام داده است.

حفظ رابطه برای والدین بسیار دشوار می باشد، اما داشتن آرامش جهت حفظ این خط ارتباطی، بسیار ضروری است.

واکنش های تند ممکن است باعث درگیری های نوجوان در آینده شود

ایجاد و اجرای قوانین و نحوه ارتباط با نوجوانان

در روال ساختن رابطه قوی با نوجوانان اگر چه هنگام بحث در مورد وضعیت های ناراحت کننده با نوجوانان، گوش دادن و منطقی بودن بسیار مهم است.

اما به همان اندازه رعایت استاندارد ها نیز مهم می باشد.

نوجوانان باید رفتار قابل قبول را بیاموزند و باید بدانند، زمانی که آن ها قوانین را زیر پا می گذارند عواقبی گریبان آن ها را خواهد گرفت.

والدین باید از جیغ و فریاد زدن و تحقیر نمودن نوجوانان اجتناب کنند، اما صرفا مجازات هر خطایی را نیز باید اعمال کنند.

گذراندن زمان با هم

گذراندن زمان با هم، یک راه عالی برای ایجاد ارتباط با نوجوانان است. زندگی گیج کننده است.

برنامه های جذاب می توانند بسیاری از نوجوانان را از حس فراموشی و تنهایی دور کنند

وقتی یک برنامه سرگرم کننده به پایان می رسد، نوجوان احساس ارزشمندی و قدردانی می کند.

یک حرکت ساده، مانند رفتن به گردش، گرفتن بستنی، یا گرفتن فیلم، دنیایی متفاوت را ایجاد می کند.